شب قدر چگونه دعا کنیم

 فرمایشات آیت الله العظیم مجتبی تهرانی درباره شب قدر:

*

*

* شب قدر؛ قلب رمضان

 

در بین ایام و لیالی ماه مبارک رمضان، شب‏های قدر آن از نظر اجابت دعا مورد تأکید خاص قرار گرفته است. حتّی تعبیری داریم که در روایتی امام صادق (علیه‏السلام) فرمودند: «قَلْبُ شَهْرِ رَمَضَانَ لَیلَهُ الْقَدْرِ». یعنی آن شبی که از نظر آثار در پذیرش درخواست‏های عبد توسط ربّ برجسته‏ترینِ شب‏ها است، شب قدر است. لذا می‏بینیم در روایات متعدد بر این مطلب و آثار آن سفارش شده است که: «مَنْ أَحْیا لَیلَهَ الْقَدْرِ غُفِرَتْ لَهُ ذُنُوبُهُ». یعنی هر که شب قدر را اِحیا بدارد، گناهان او آمرزیده شده است.

 

* شب قدر کدام شب است؟

 

در بین این سه شب، یعنی شب نوزدهم و بیست‏ویکم و بیست‏و‏سوم، روی دو شب بیشتر تکیه شده است؛ یکی شب بیست‏و‏یکم و دیگری شب بیست‏و‏سوم. در روایات متعددی داریم که نسبت به شب قدر از حضرات معصومین (علیهم‏السلام) سؤال می‏کنند. یکی موثّقه زراره است که می‏گوید: «سَأَلْتُهُ عَنْ لَیلَهِ الْقَدْرِ قَالَ هِی لَیلَهُ إِحْدَى وَ عِشْرِینَ أَوْ ثَلَاثٍ وَ عِشْرِینَ»؛ از امام باقر (علیه‏السلام) سؤال کردم شب قدر کدام شب است؟ حضرت فرمودند یا شب بیست‏و‏ یکم است و یا شب بیست‏و‏سوم؛ «قُلْتُ أَ لَیسَ إِنَّمَا هِی لَیلَهٌ»؛ به حضرت عرض کردم مگر شب قدر یک شب نیست؟ «قَالَ بَلَى»؛ حضرت فرموند بله، یک شب است. «قُلْتُ فَأَخْبِرْنِی بِهَا»؛ عرض کردم پس شما بفرمایید کدام یک از آن‏ها است؛ چرا می‏فرمایید یا این یا آن؟! «قَالَ مَا عَلَیکَ أَنْ تَفْعَلَ خَیراً فِی لَیلَتَینِ».

در یک روایت دیگر که راوی‏اش شخص دیگری است، او هم همین سؤال را می‏کند. می‏گوید من به حضرت عرض کردم شب قدر چه وقت است؟ ایشان فرمودند شب بیست‏و‏یکم یا شب بیست‏وسوم؛ گفتم: «أَفْرِدْ لِی إِحْدَاهُمَا»؛ یعنی مشخص کنید که کدام یک از این دو شب است؛ حضرت فرمودند: «وَ مَا عَلَیکَ أَنْ تَعْمَلَ فِی لَیلَتَینِ هِی إِحْدَاهُمَا». چه می‏شود که تو در دو شب اعمالی را که وارد شده است انجام دهی و در آن دو شب دعا کنی!؟

 

* درجه‏ بندی شب‏های قدر از نظر اهمیت

 

این‏هایی را که گفتم، برای روشن شدن اهمیت شب‏های قدر بود. شب بیست‏ویکم اهمیتش بیشتر از شب نوزدهم است و شب بیست‏وسوم اهمیتش از شب بیست‏ویکم بیشتر است. با توجه به آن روایتی که شب نوزدهم عرض کردم که می‏فرمایند شب نوزدهم، شبی است که بررسی می‏کنند و شب تقدیر و اندازه‏گیری کردن امور نسبت به سال آینده است. امّا این‏طور نیست که این بررسی بدون توجه به مسائل گذشته باشد؛ چون بحث این است که وقتی خداوند بخواهد امر فرماید که امور را تقدیر و ترسیم و اندازه‏گیری کنند و بعد هم ثبت و ضبط کنند، با توجه به سابقه رابطه‏ای است که عبد با مولایش داشته است. پس شب نوزدهم، شبِ بررسی سوابق است. شب بیست‏ویکم، شبی است که بعد از آنکه امور و سوابق آن بررسی شد، در آن شب ثبت و ضبط می‏شود؛ یعنی امور سال آینده را می‏نگارند. شب بیست‏وسوم هم شبِ توشیح است که جلسه گذشته عرض کردم.

 

* در شب قدر چگونه دعا کنیم؟

 

چون بحث ما راجع به دعا است، عرض کردم که در دعا سه چیز مطرح است؛ یکی «داعی» یعنی درخواست‏کننده و کسی که صدا می‏کند دیگری را و تقاضا می‏کند، دوم خودِ «دعا» و درخواست است، سوم هم «مدعوّ» یا درخواست‏شونده است که طرف مقابل است. این جلسه می‏خواهم بروم سراغ «درخواست». جلسه گذشته گفتم که وقتی وضع «درخواست‏کننده» را بررسی می‏کنیم، می‏بینیم وضع خراب است. یعنی رابطه بین درخواست‏کننده و درخواست‏شونده سال گذشته رابطه خوبی نبوده است. این جلسه ما می‏خواهیم وارد شویم در اینکه حالا چه می‏خواهی بگویی و از خدا چه می‏خواهی؟ پس این جلسه دنبال خواسته‏هایمان هستیم.

من یک مسأله عرفی را مطرح می‏کنم و بعد می‏روم سراغ روایاتی که روش دعا کردن را به ما می‏آموزند. سؤال من که عرفی هم هست، این است که اگر من با کسی رابطه‏ای داشتم و رابطه‏ام هم یک چنین رابطه‏ای بود که او به من محبّت می‏کرد و من در ازای محبّت‏هایش به او بد می‏کردم و هرچه روش او دوستانه بود، روش من ــ ‏نعوذبالله ــ دشمنانه بود، حالا اگر بخواهم از او درخواستی کنم، باید چه کار کنم؟ کارمان هم گیر کرده و سروکارمان هم با همان شخص است. حالا چه کار کنیم؟

*

*

 

* اوّل به بدی‏ هایت اعتراف کن!

 

حالا فرض کنید من می‏روم پیش او؛ شرمنده و سرافکنده هم هستم. وقتی می‏روم آنجا، اوّلین چیزی که به او می‏گویم چیست؟ اوّلین حرفی که به او می‏زنم چیست؟ خودتان پیش خودتان جواب این سؤال را بدهید؛ چه کار می‏کنید؟ غیر از این است که اوّلین حرفی که به او می‏زنم، این است که می‏گویم «فلانی، من به تو بد کردم»؟ با این سوابق سوئی که پیش او دارم، اوّلین حرفم باید همین باشد دیگر؛ باید به او بگویم من بد کردم؛ امّا تو بیا ما را ببخش و ندیده بگیر. باید این اعتراف و عذرخواهی را بکنم تا بعد از آن رو داشته باشم که آن چیزهایی را که می‏خواهم با او مطرح کنم و تقاضاهایم را از او درخواست کنم.

 

* راه دعا را گم نکنی!

 

حالا می‏رویم سراغ روایات؛ این‏ها معارف ما است. روایات متعددی داریم که این بحث را مطرح کرده‏اند. کسی می‏آید خدمت امام صادق (علیه‏السلام) و می‏گوید: آقا، من دعا می‏کنم ولی دعاهایم به اجابت نمی‏رسد؛ چه کار کنم؟ مگر خدا نگفته است «اُدْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُم»؟ خودش این حرف را گفته است. این همه آیات قرآنی در این باب وارد شده است؛ پس چرا با این حال، وقتی ما خواستیم به ما نمی‏دهد؟ حضرت نکته‏ای را به او می‏فرماید و آن این است که به او می‏گوید: تو باید از جهت دعا وارد شوی و دعا کنی؛ می‏گوید: «وَ لَوْ دَعَوْتُمُوهُ مِنْ جِهَهِ الدُّعَاءِ لَأَجَابَکُمْ»؛ یعنی تو راه دعا را گم کرده‏ای؛ دعا راه دارد. «وَ لَوْ دَعَوْتُمُوهُ مِنْ جِهَهِ الدُّعَاءِ لَأَجَابَکُمْ وَ إِنْ کُنْتُمْ عَاصِینَ». اگر از خدا تقاضا کنی، امّا از همان راه دعا، اگرچه گناهکار هم باشی، جوابت را به تو می‏دهد.

 

* توبه کن و پوزش بطلب!

 

بعد حضرت به او دستورالعمل می‏دهد؛ ابتدا مسأله حمد و ثنای الهی را مطرح می‏فرماید که خودش بحث جداگانه دارد و بعد این جمله را دارد: «ثُمَّ تَعْتَرِفُ بِذُنُوبِکَ ذَنْبٍ ذَنْبٍ»؛ یعنی پیش خدا که رفتی، به یکایک گناهانت اعتراف کن و بگو بد کردم. «وَ تُقِرُّ بِهَا»؛ یعنی اقرار کن. بعد دارد: «أَوْ بِمَا ذَکَرْتَ مِنْهَا»؛ یعنی مگر تو می‏توانی خطاهایت را بشماری؟ نمی‏توانی! پس همان مقدار که یادت می‏آید چه کردی را اقرار کن. بعد می‌فرماید: «وَ تُجْمِلُ مَا خَفِی عَلَیکَ مِنْهَا»؛ یعنی آن چیزهایی که بر تو پوشیده است را اجمالاً اعتراف کن؛ یعنی همان جمله‏ای که من مکرّر گفته‏ام؛ این شب‏ها، شب‏هایی است که انسان برود درِ خانه خدا و بگوید خدایا، بد کردم؛ خیلی هم بد کردم. بدی‏هایم را هم نمی‏توانم بشمرم. امّا اجمالاً اعتراف می‏کنم. «فَتَتُوبُ إِلَى اللَّهِ مِنْ جَمِیعِ مَعَاصِیکَ»؛ بعد آنجا عذرخواهی کن و بگو حالا از ما چشم‏پوشی کن. این یک نکته بود که امام صادق (علیه‏السلام) اشاره فرمودند.

 

* در دلت تصمیم بگیر که دیگر گناه نکنی!

 

امّا نکته دوم این است که حضرت در ادامه می‏فرمایند: «وَ أَنْتَ تَنْوِی أَلَّا تَعُودَ»؛ یعنی عذرخواهی کن و پوزش بطلب؛ بعد هم در دلت، نه زبانت، واقعاً بنا بگذار که دیگر این کارها را نکنی. «وَ تَسْتَغْفِرُ اللَّهَ مِنْهَا بِنَدَامَهٍ وَ صِدْقِ نِیهٍ وَ خَوْفٍ وَ رَجَاءٍ»؛ یعنی پوزش هم که می‏طلبی، با حالت پشیمانی و صدق نیت و با خوف و رجا باشد. در بهترین ایام و بهترین موقعیت‏ها که دعا به اجابت می‏رسد، آن هم در حالی که خودش مرا دعوت کرده و گفته بیا و من هم آمده‏ام و سرافکنده هم هستم، اعتراف هم ‏می‏کنم به اینکه من بد کرده‏ام، تصمیم هم می‏گیرم که دیگر بد نکنم؛ این‏ها همه مقدمه این است که بتوانم از خدا درخواست کنم.

 

* از خدا کمک بخواه که مطیع او شوی!

 

آن وقت، حضرت این را در یک قالب می‏ریزند و می‏فرمایند: «وَ یکُونُ مِنْ قَوْلِکَ اللَّهُمَّ إِنِّی أَعْتَذِرُ إِلَیکَ مِنْ ذُنُوبِی وَ أَسْتَغْفِرُکَ وَ أَتُوبُ إِلَیکَ»؛ یعنی حالا که می‏خواهی با خدا حرف بزنی، بگو خدایا من معذرت می‏خواهم از گناهانم؛ من از تو می‏خواهم که از من بگذری و توبه‏ام را بپذیری. امّا تنها خواسته‏ات این نباشد؛ از خدا فقط نخواه که از گناهانت بگذرد؛ بلکه در دعاهایی که این شب‏ها می‏کنید، از خدا بخواهید که خدا کمکتان کند که سال آینده مطیع خدا باشید. «فَأَعِنِّی عَلَى طَاعَتِکَ وَ وَفِّقْنِی لِمَا أَوْجَبْتَ عَلَی مِنْ کُلِّ مَا یرْضِیکَ». از خدا این‏ها را بخواه. مغفرت بخواه، تصمیم هم بگیر که دیگر دستت را به آن خطاها آلوده نکنی، بعد هم بگو ای خدا، حالا کمکم کن که سال آینده من دیگر این‏طور گناه نکنم.

 

* یک توجه، فقط یک توجه کافی است!

 

آن‏وقت مطمئن هم باش که او می‏گذرد. من یقین دارم؛ اصلاً اعتقادم این است که آن‏هایی که امشب «یک توجه» به خدا کرده‏اند، همه آن‏ها آمرزیده هستند. «یک توجه»، بیشتر هم نه! همین یک توجه به اینکه «خدایا ما بد کردیم»، همه چیز تمام می‏شود؛ او هم کار را تمام می‏کند. پس اوّل معذرت‏خواهی کن؛ بعد هم طلب کمک کن که سال آینده دیگر من این‏طور عمل نکنم و بگو خدایا، تو خودت دستم را بگیر. این روند دعا را به ما یاد داده‏اند. چون من بحثم امشب همین بود که درخواست کننده، درخواستش در این شب‏ها چه باشد، گفتم که اوّل مغفرت، امّا با اعتراف به گناهان؛ بعد هم طلب کمک از خدا برای اینکه سال آینده من آلوده به گناه نشوم و مطیع او باشم.

 

* حالا دعا کن!

 

این تازه مقدمه درخواست‏های بعدی ما است. اینجا است که خطاب می‏رسد حالا چه می‏خواهی؟ درخواستت چیست؟ در عرف خودمان هم همین‏طور هستیم که اگر طرف مقابلمان یک انسان کریم باشد، وقتی برویم پیش او و بگوییم آقا، ما معذرت می‏خواهیم، ما به شما بد کردیم، ولی کارمان گیر کرده، او چه جواب می‏دهد؟ می‏گوید: «سَلْ حَاجَتَک»! حالا حاجت‏هایت را از من بخواه! بگو ببینم از من چه می‏خواهی؟ این عین تعبیری است که در روایات ما هست. خدا خطاب می‏کند بگو؛ سؤال کن؛ بخواه؛ چه دنیوی، چه اخروی. حالا من چه بخواهم؟

در اینجا یک مطلبی را عرض کنم. ما چون مخلوقیم، همه ما تنگ‏نظریم. یعنی چون محدودیم، ــ ‏نعوذبالله ــ خدا را هم مثل خودمان فرض می‌کنیم. امّا این تصور اشتباه است. در معارف ما این‏ هست که آنچه را که به ذهنت می‏آید از خدا بخواه، امّا به این بسنده نکن. بگو خدایا، این‌‌هایی که به ذهن من می‏رسد، همین است؛ امّا سال آینده ما نمی‏دانیم چه گرفتاری‏هایی ممکن است برای ما پیش بیاید. یک چیزهایی هست که ما به آن‏ها محتاج می‏شویم و الآن به فکرمان هم نمی‏آید. لذا بسنده کردن و اکتفا کردن به این گرفتاری‏هایی که در ذهنمان هست یا احتیاجات فعلیه‏ای که الآن داریم، اشتباه است.

 

* فَاسْأَلُوا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ

 

روایت از پیغمبر اکرم (صلّی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلّم) است که حضرت فرمود: «إِنَّ الرِّزْقَ لَینْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ عَلَى عَدَدِ قَطْرِ الْمَطَرِ»؛ یعنی روزی‏ها از جهت عِلوی به عدد قطره‏های باران به سوی بندگان می‏آید؛ این عنایت الهی است. «إِلَى کُلِّ نَفْسٍ بِمَا قُدِّرَ لَهَا»؛ به سوی هر انسانی به همان اندازه‏ای که برای او تقدیر شده نازل می‏شود. فرض بفرمایید امشب از خدا می‏خواهیم که مقدّرات سال آینده ما را از هر جهت خوب رقم بزند. ولی این را هم بدان: «وَ لَکِنْ لِلَّهِ فُضُولٌ»؛ خیال نکنی که فقط همین است و به همین اندازه مقدّر می‏توانی از او بخواهی؛ نخیر، خدا زیادتی دارد که من و تو آن زیادتی را اصلاً نمی‏توانیم درک کنیم. «فَاسْأَلُوا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ». از خدا نسبت به اضافه‏هایش و زیادتی‏هایش درخواست کن. برو سراغ اضافه‏هایش؛ نه تنها آنچه را که برای هر کس مقدّر کرده است.

 

* برای دیگران هم دعا کن!

 

آن وقت اینجا می‏خواهم یک نکته را هم عرض کنم؛ ما در روایات بسیار داریم که برای دیگران خواستن و در حقّ دیگران دعا کردن، موجب می‌شود که برای من هم فزونی پیدا کند و خدا برای من را هم بیافزاید. یکی از عواملی که در زیادتی نسبت به حاجات مؤثر است، همین دعا کردن برای غیر است. پس اوّلاً ما در خواسته‏های مربوط به خودمان نباید نظرتنگی کنیم؛ از آن طرف هم اکتفا و بسنده نکنیم به خودمان؛ بلکه باید برای دیگران هم دعا کنیم.

من برای شما مثال می‏زنم؛ بسیاری از گرفتاری‏ها هست که من ندارم، ولی مسلّماً افرادی هستند که مبتلا به آن گرفتاری‏ها هستند. عکس آن هم همین‏طور است. اگر من برای همه دعا کنم، اثرش این است که اوّلاً آن گرفتاری‏ها از او برطرف می‏شود و ثانیاً دیگر به سراغ من نمی‏آید. این‏ها همه معارف ما است. اینکه ما در روایاتمان داریم که لیالی قدر، اطراف این مجالس را فرشتگان الهی گرفته‏اند و نازل شده‏اند و برای ما دعا می‏کنند، چه بسا اشاره به همین باشد. چه بسا این داعی خودش به آنچه که محتاج است، اصلاً توجه ندارد تا درخواست کند؛ اینجا اگر ما برای دیگران دعا کنیم، آن فرشته‏ها که از احتیاجات ما آگاهند، برای ما دعا می‏کنند. این‏ها را می‏گویم تا بفهمید که از خدا چه بخواهید و از این موقعیت بهترین استفاده را بکنید.

 

* اصلاً روی نماز و روزه‏ هایت حساب نکن!

 

موقعی که این روایات را می‏دیدم، گفتم نسبت به گناهانمان که شُبهه‏ای نیست؛ سراپای ما را خطا گرفته است. امّا بالأخره ما در عرض این یک سال گذشته، طاعات و عبادات ظاهری هم انجام داده‏ایم. فرض کنید در این ماه رمضان به حسب ظاهر روزه هم گرفته‏ایم و کارهایی را که صورت طاعت داشت، انجام داده‏ایم. ولی این را به شما بگویم که این طاعت‏ها اصلاً قابل ارائه نیست تا مثلاً بخواهی بگویی خدایا، من برای تو یک‏چنین کاری را هم کرده‏ام. آن‏قدر این طاعات ما آفات دارد که کار به اینجا نمی‏رسد که بتوانیم یک چنین حرفی را هم بزنیم. من این‏ها را می‏گویم برای اینکه یک‏وقت کسی پیش خودش فکر نکند ما این همه نماز خواندیم، روزه گرفتیم، کذا و کذا و کذا …! بگو ببینم، کدام‏یک از این اعمالت خالصاً مخلصاً لِوجه‏الله بود!؟ می‏توانی بگویی!؟ من که نمی‏توانم بگویم! نور به قبرش ببارد، استاد ما ــ ‏رضوان الله تعالی علیه‏ ــ را که فرمود: «من دو رکعت نماز برای خدا نخوانده‏ام». وقتی او چنین می‏گوید، ما چه می‏توانیم بگوییم!؟ البته فرمایش ایشان در یک سطح بالای معرفتی بود؛ در سطح ما اصلاً کار به آنجاها نمی‏کشد!

 

* حُبّ علی (علیه‏السلام) به طاعاتت جان می‏بخشد

 

امّا روایتی از پیغمبر اکرم (صلّی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلّم) است که دل‏گرمی ما به همان روایت و امثال این روایت است. حضرت فرمود: «مَنْ أَحَبَّ عَلِیاً قَبِلَ اللَّهُ تَعَالَى مِنْهُ صَلَاتَهُ وَ صِیامَهُ وَ قِیامَهُ وَ اسْتَجَابَ دُعَائَهُ». یعنی اگر کسی علی (علیه‏السلام) را دوست بدارد، ــ ‏نفرمود شیعه علی باشد؛ بلکه فرمود همین که علی (علیه‏السلام) را دوست داشته باشد ــ این محبّت علی (علیه‏السلام) به اعمال و طاعاتش جان می‏بخشد و اسکلت اعمال ظاهری‏اش را زنده می‏کند؛ خدا نماز‏هایش را قبول می‏کند؛ روزه‏هایی که گرفته است را خدا از او قبول می‏کند؛ عبادت‏هایی را که کرده است، همه را می‏پذیرد. بعد هم دارد: «وَ اسْتَجَابَ دُعَائَهُ»؛ عجب! پس معلوم می‏شود یکی از عوامل اجابت دعا، حُبّ علی (علیه‏السلام) است. این جزء معارف ما است.

من که خودم را نگاه کردم، دیدم من علی را دوست دارم؛ خدا که از دل من آگاه است. من بعید می‏دانم در این جمع ما کسی باشد که علی را دوست نداشته باشد. مگر می‏شود!؟ بدانید که معصیت‏ها با یک توجه و یک معذرت‏خواهی تمام است و بخشوده می‏شود؛ از آن طرف، اطاعت‏های دست‏وپا شکسته ما را هم حُبّ علی (علیه‏السلام) جان می‏بخشد و روح می‏دهد و آنها را زنده می‏کند. خدا هم این‏ها را قبول می‏کند.

 

* امشب در خانه علی(علیه‏السلام) چه خبر است؟

 

التماس دعا دارم؛ برویم خانه علی(علیه‏السلام). برویم آنجایی که همه چیزمان را از آنجا داریم. در روایات می‏نویسند علی (علیه‏السلام) امشب در بستر بود. اطراف بستر علی (علیه‏السلام) فرزندانش بودند. حضرت ابتدا رو کرد به پسر بزرگترشان امام حسن(علیه‏السلام) و با او شروع کرد صحبت کردن و وصیت‏هایی به فرزندش کرد؛ بعد خطاب کرد به همه فرزندانش؛ یعنی امام حسن، امام حسین، ابوالفضل(علیهم‏السلام)؛ همه نشسته‏اند؛ حتّی دخترها از جمله زینب (سلام‏الله‏علیها) هم نشسته‏اند. به آن‏ها فرمود بعد ازمن فتنه‏ها از هر طرف به سمت شما می‏آید. اینجا شخص خاصی را جدا نکرد؛ همه بچه‏ها را گفت. یعنی یا حسن، یا حسین، یا ابالفضل، یا زینب این را بدانید که فتنه‏ها از هر طرف به سوی شما می‏آید و منافقین این امّت کینه دیرینه خود را از شما طلب می‏کنند و می‏خواهند انتقام بکشند؛ بر شما باد به صبر!

یک‏وقت دیدند علی (علیه‏السلام) صورتش را کرد سمت حسین (علیه‏السلام) و گفت در خصوص شما، ای حسین، فتنه‏ها از هر سو و از هر جانب به سمت تو می‏آید؛ بر شما باد به صبر! تا اینجا باز هم کلّی فرمود؛ امّا در روایت دارد حضرت دو مرتبه رویش را کرد به حسین (علیه‏السلام) و گفت: یا اباعبدالله، این امّت تو را شهید می‏کنند؛ بر شما باد به تقوا و صبر! در اینجا می‏نویسند وقتی علی (علیه‏السلام) این جمله را گفت بی‏هوش شد. چه شد که علی (علیه‏السلام) بی‏هوش شد؟ من می‏گویم صحنه روز عاشورا نزد علی (علیه‏السلام) تمثّل پیدا کرده بود؛ امّا کدام صحنه از عاشورا؟ صحنه شهادت حسین (علیه‏السلام). آن صحنه چه موقعی بود؟ «و الشِّمْرُ جَالِسٌ عَلَی صَدْرِه»؛ آن موقعی که شمر روی سینه حسین (علیه‏السلام) نشسته بود … ولی آن موقع شهادت حاصل نشد؛ می‏دانید شهادت در چه موقعی حاصل شد؟ می‏نویسند آن خبیث یک جسارتی کرد؛ حسین (علیه‏السلام) را برگرداند … صورت حسین (علیه‏السلام) به زمین آمد ….

در روایت دارد علی (علیه‏السلام) به هوش آمد؛ نگاهی به فرزندانش کرد و شروع کرد این جملات را گفتن: «اینک رسول خدا آمده است؛ عمویم حمزه آمده است؛ برادرم جعفر آمده است؛ به من می‏گویند علی بشتاب! ما منتظر تو هستیم». علی (علیه‏السلام) چهره‏اش را برگرداند به طرف تمام فرزندانش و گفت شما را به خدا می‏سپارم؛ «السَّلَامُ عَلَیکُم یا مَلَائِکَهَ اللهِ؛ لِمِثْلِ هذا فَلْیعْمَلِ الْعامِلُونَ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِینَ اتَّقَوْا وَ الَّذِینَ هُمْ مُحْسِنُون». در روایت دارد عرق به چهره علی (علیه‏السلام) نشست؛ دیدگانش را روی هم گذاشت؛ پاها را به سوی قبله کشید؛ این جملات را می‏گفت: «أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّه وَحْدَهُ …»

۱ نظر

  1. ناز می‌گه:

    بسیار عالی .متشکرم

نظر دهيد