احترام به سادات

علاقه حضرت زهرا به سادات

ابوالحسن نصرالله بن عنین دمشقی شاعر، به مکه رفت، در حالی که مال و متاع بسیاری با خود حمل می‌کرد، عده‌ای از فرزندان داود بر او هجوم آورده و اموالش را گرفته و او را مجروح ساختند، او نامه‌ای به عزیز بن ایوب پادشاه یمن نوشت.

در این میان ملک ناصر برادر پادشاه یمن، برادرش را فراخوانده بود، تا در ساحل یمن که به تازگی از دست آفریقایی‌ها آن را آزاد کرده بود مستقر شود، ولی ابن عنین پادشاه را از سفر و توقف در آن ساحل منصرف کرده، به رفتن به یمن تشویق نمود و هم چنین او را به مقابله با غارتگران اموالش برانگیخت.

قصیده ابن عنین این گونه آغاز می‌شود:

 

أعی صفات نداک المصقّع اللسنا / و جزت فی الجود حدّ الحسن و الحسنا

 

و لا تقل ساحل الافرنج أفتحه / فما تساوی إذا فایسته عدنا

 

و إن أردت جهادً فارو سیفک من / قوم أضاغوا فروض الله و السننا

 

طهّر بسیفک بیت الله من دنس / و من خساسه أقوام به و خنا

 

و لا تقل إنّهم أولاد فاطمه / لو أدرکوا آل حرب حاربوا الحسنا

 

“بیان ویژگی‌های بزرگواری و بخشندگی‌‌ات، زبان گویندگان ماهر را ناتوان نمود، در بخشش و کرم از مرزهای نیکی و خوبی گذر کرده‌ای، نگو که ساحل فرنگ را فتح میکنم، چرا که با عدن قابل مقایسه نمی‌باشد، اگر قصد جهاد و نبرد داری، شمشیرت را از خون کسانی سیراب نما که فرمانهای خداوند و سنتهای پیامبر را تباه نموده و از بین برده‌اند.”

با شمشیرت خانه خدا را از هر ناپاکی و نیز از گروههای پست و کسانی که گفتارهای زشت بر زبان جاری میکنند، پاکیزه نما، نگو این افراد فرزندان حضرت فاطمه(س) هستند، چرا که اگر با خاندان ابوسفیان در یک زمان زندگی می‌کردند، با امام حسن(ع) هم میجنگیدند.”

هنگامی که ابن عنین این اشعار را سرود، حضرت فاطمه زهرا (س) را در خواب دید، در حالی که آن حضرت مشغول طواف خانه خدا بود، به ایشان سلام کرد ولی آن حضرت پاسخ سلام او را ندادند، با ناله و زاری و التماس از حضرت فاطمه(س) پرسید که علت عدم پاسخگویی ایشان چه بوده است.

آن حضرت این اشعار را در جواب او خواندند:

 

حاشا بی فاطمه کلّهم / من خسّه تعرض أو من خنا

 

و انّما الأیّام فی غدرها / و فعلها السوء أساءت بنا

 

ء ان أسا من ولدی واحد / جعلت کلّ السب عمداً لنا

 

فتب إلی الله، فمن یقترف / ذنباً بنا، یغفر له ما جنی

 

أکرم لعین المصطفی جدّهم / و لا تهن من اله أعینا

 

فکلّما نالک منهم عنا / تلقی به فی الحشر منّا هنا

 

” بی تردید که تمامی فرزندان فاطمه(س) از پستی‌ها و بدی‌ها دور هستند. اما روزگار با نیرنگ و کارهای زشت با من بد رفتاری نمود. اگر یکی از فرزندانم کار زشت و بدی انجام داد، آیا همه ناسزاها را متوجه ما می‌گردانی؟

 

پس به درگاه خدا توبه کن، چرا که اگر کسی گناهی انجام دهد و خدا را به حق ما سوگند دهد از گناهانش می‌گذرد. به احترام جدّشان پیامبر خدا آنان را گرامی دار و به هیچ کدام از آنان با چشم حقارت نگاه نکن. هر زمان از آنان رنج و ناراحتی نسبت به خود مشاهده کردی، در قیامت در مقابل آن از ما پاداش گوارایی دریافت می‌کنی.”

ابو محاسن نصرالله بن عنین گوید: ترسان و هراسان از خواب برخاستم، در حالی که خداوند بیماری و زخم‌هایم را شفا داده بود، این ابیات را نوشته و حفظ کرده و از گفتارم به سوی خدا توبه نموده و این اشعار را سرودم:

 

عذراً إلی بنت نبیّ الهدی / تصفح عن ذنب مسیء جنا

 

و توبه تقبلها من أخی / مقاله توقعه فی العنا

 

والله لو قطعنی واحد / منهم، بسیف البغی أو بالفنا

 

لم أر ما یفعله سیئا / بل أره فی الفعل قد أحسنا

 

“نزد دختر پیامبر خدا عذرخواهی میکنم تا از گناه و خطای کسی که به خود ستم نموده درگذرد. و نیز از گوینده‌ای که سخنش باعث رنج و سختی او شده است، سوگنده به خدا که اگر با شمشیر یا نیزه یکی از فرزندان فاطمه(س) تکه تکه شوم. هرگز کارش را زشت ندانسته، بلکه آن را پسندیده می‌دانم.”  عمده الطالب ۱۳۰:۲ – بیت الأحزان ص ۲۲.

 

 

فلسفه احترام به سادات از نظر علامه طباطبایی

 

پرسش: آیا قبول دارید که حضرت محمد صلی الله علیه و آله و حضرت علی علیه السلام هر دو متذکر شده اند که ارزش یک انسان به اعمال و کردارش بستگی دارد نه اینکه فرزند کیست و یا از کدام خانواده است و چه رنگی دارد؟ بنابراین، چرا شیعه اولاد حضرت علی علیه السلام یا حضرت محمد صلی الله علیه و آله را تا هر نسلی که دامه پیدا کند بهتر و پاکتر از دیگران می داند؟

 

پاسخ: از نظر اسلام همه در برابر قانون و عدالت برابرند و از این جهت فرقی میان شاه و گدا و غنی و فقیر و قوی و ضعیف و زن و مرد و سیاه و سفید حتی میان پیغمبر و امام که معصومند و سایر مردم نیست و با استثنا و هیچ امتیازی نمی توان علیه کسی اعمال نفوذ کرد و آزادی قانونی را از وی سلب نمود. ریشه اصلی احترام سادات آیه ای است در قرآن کریم که به موجب آن خدای تعالی به پیغمبر خود امر می کند که از مردم بخواهد با خویشاوندان وی معامله دوستی و مودت نمایند. (شوری/۲۳)

 

و سر این درخواست پس از رحلت پیغمبر اکرم روشن شد و مردم با اولاد آن حضرت معامله ای کردند که در تاریخ با نسل هیچ رهبر و پیشوایی نشده است پس از رحلت، قرنها سلسله سادات هیچ گونه تأمینی نداشتند، کشته می شدند، سرهای بریده ایشان را به عنوان ارمغان از شهری به شهری می بردند، آنان را زنده زنده در زمین دفن می کردند، دسته دسته در پس ساختمانها و در لای دیوارها می گذاشتند، سالها در قعر زندانهای تاریک شکنجه می دادند، مسموم می کردند. پس از قرنها که از هجرت گذشت و شیعه کم و بیش استقلال و آزادی مذهب پیدا کرد در برابر مظالمی که از اهل سنت به اولاد رسول و دوستدارانشان گذشته بود، عکس العمل نشان داده در

 

سادات از نگاه قرآن

اسلام دینی است که به همه انسان ها حتی غیر مسلمانان احترام می گذارد، اما برای مسلمانان و مؤمنان احترام بیشتری قائل است و در میان مؤمنان، احترام به منسوبین به پیامبر اکرم (ص) و فرزندان حضرت زهرا (س) را سفارش و تأکید کرده است.

ریشه اصلی احترام به سادات، آیه شریفه مودّت است:

«… بگو: من هیچ پاداشى از شما بر رسالتم درخواست نمى کنم جز دوست ‏داشتن نزدیکانم [اهل بیتم‏]…».[۱]

این آیه شریفه در مرتبه اول و به طور مستقیم، اهل بیت و عترت پیامبر اکرم (ص) را شامل شده و سادات را که فرزندان با واسطه حضرت زهرا (س) بوده و نسب آنان به یکی از ائمه اطهار (ع) می رسد، نیز شامل می شود.

در این آیه خدای تعالی به پیامبر (ص) امر می کند که به مردم بگوید که با خویشاوندان وی دوستی و مودت نمایند، که این دوستی و محبت، خود، مصداقی از احترام است.

 

سادات در روایات

در روایات، سفارشات فراوانی به احترام و اکرام به سادات شده است، که به برخی از آن اشاره می کنیم:

 

۱- پیامبر اکرم (ص) فرمود: «چهار دسته را روز قیامت شفاعت می کنم، هر چند با گناه اهل دنیا به صحرای محشر حاضر شوند: آن که اولاد مرا یاری کند. آن که از اموالش به اولاد تنگدستم کمک کند. کسی که با زبان و قلب، آنان را دوست بدارد. و آن که تلاش کند در انجام حوائج و نیازهای افرادی از ذریه ام که تبعید شده و یا رانده شده اند».کلینی، کافی، ج ۴، ص ۶۰، دارالکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۶۵ش.

 

۲- پیامبر اکرم (ص): « اکرام کنید خوبان ذریه مرا از براى خدا و بدان ایشان را براى من».ثقفى تهرانى، محمد، تفسیر روان جاوید، ج۱، ص ۵۲، انتشارات برهان‏، چاپ سوم، تهران، ۱۳۹۸ق.

 

۳- امام صادق (ع) فرمود: «هر گاه روز قیامت شود منادى فریاد می زند که، اى گروه مردمان! خاموش باشید که همانا محمّد (ص) سخن می گوید. مردم خاموش می شوند؛ پیامبر حرکت مى‏ کند و می فرماید: اى گروه مردمان! هر کس براى او در پیش من دستى و منّتى و نیکى هست باید حرکت کند تا جبران کنم. می گویند چه دست و چه منّت و چه نیکى است براى ما بلکه تمام این ها براى خدا و رسولش بر تمام مردمان است. می فرماید: هر کس یکى از فرزندان مرا پناه داده، نیکى به او کرده، او را از برهنگى پوشیده، او را گرسنه بوده، سیر کرده باید حرکت کند تا جبران کنم. پس بلند می شوند مردمى که این کردار را انجام داده اند. پس ندا از پیشگاه خداى جلّ و علا می رسد که، اى محمّد! حبیب من! پاداش آنان را به تو واگذار کردم در هر کجاى بهشت که می خواهىد آنان را جاى ده.

 

امام صادق (علیه السلام) فرمود:پیامبر اکرم (صلّى اللَّه علیه و آله و سلم)، ایشان را در منزلتى نزدیک به خودش (موقف وسیله) جاى مى‏دهد. در آن جایى که از دیدار پیامبر و خاندانش (صلوات اللَّه علیهم اجمعین) محجوب نمى‏مانند».حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۱۶، ص ۳۳۳.

کک

\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\/////////////////////////////

وو

 سادات و عرفا

 شیخ حسنعلی اصفهانی

 

مرحوم «شیخ حسنعلی اصفهانی»(ره) از راه کسب، روزی خود و خانواده را تحصیل می کرد و آنچه عاید او می شد، نیمی را صرف خویش و خانواده می کرد و نیم دیگر را به سادات و ذراری حضرت زهرا علیها السلام اختصاص می داد.

فرزند ایشان می گوید:

پدرم با آنکه به عبادت و مجاهدت و ریاضت و زیارت و اعتکاف در اماکن متبرک، سخت مداومت و مراقبت داشت، لیکن اظهار می فرمود:

«روح همه این اعمال، خدمت با اخلاص نسبت به سادات و ذریّه حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها است و بدون آن، اینگونه اعمال، همچون جسمی بی جان می باشد و آثاری بر آنها مترتب نمی گردد.»

 

حاج شیخ اسداللّه‏ طیّاره»

 

جناب «حاج شیخ اسداللّه‏ طیّاره»، یک هم حجره ‏اى داشتند به ‏نام «سید جواد». یک وقت هم حجره‏اى ایشان هوس ترشى مى‏کند، آن هم از نوع مخصوص شهرضایى‏اش!

آقای طیاره تا مى‏فهمد که هم حجره‏اى سیدش هوس ترشى مى‏کند به طرف شهرضا به راه مى‏افتد و ترشى را مى‏آورد و در سه ‏راهى سلفچگان چهل کیلومترى قم، ماشین در اثر بارندگى در برف مى‏ماند.

ایشان پیاده مى‏شود و با پاى پیاده در برف‏ها به قم مى‏آید و ترشى را به دست سیّدجواد مى‏رساند. و فرمودند: من از آن سال پادرد گرفتم.

همچنین درباره ایشان، نقل شده که حتى به همسرشان هم نمى‏گفت یک لیوان آب مى‏خواهم.

سؤال می شد : چرا این کار را نمى‏کنید؟

مى‏گفتند: «چون سادات هستند باید دقیقاً رعایت حال ایشان را بکنیم.»

 

 

میرزا احمد سیبویه

 

یکی از شاگردان مرحوم آیت‌الله «میرزا احمد سیبویه» می گوید:

از ویژگی‌های برجسته مرحوم سیبویه، احترام بی‌نظیری بود که نسبت به سادات داشت. هرگاه در منبر می‌نشست و سیدی وارد مجلس می‌شد از منبر پایین می‌آمد و دست سید را می‌بوسید و مجدداً بر منبر می‌نشست.

احترام ایشان به سادات تا جایی بود که هرگاه سیدی را ملاقات می‌کرد، به احترامش تمام قد می‌ایستاد و دست ایشان را می‌بوسید و برای او ذکر صلوات می‌داد.

از مرحوم سیبویه شنیده‌ام که هرچه خداوند به ایشان داده از برکت احترامی است که نسبت به سادات داشت؛ به طوری که تا به آن سن که نزدیک ۹۰ سال داشت، سوزن را نخ می‌کرد، بدون اینکه احتیاجی به عینک داشته باشد.

مرحوم سیبویه گاهی به منزل ما می‌آمد و در حیاط کنار باغچه می‌نشست و می‌فرمود «آمده‌ام که احترام سادات را بجا آورم و در محضر حضرت زهرا (سلام الله علیها) بگویم که فرزندانش را دوست دارم».

آیت الله شیخ محمد کوهستانی

 

از ویژگی ها و سجایای اخلاقی مرحوم «آیت الله شیخ محمد کوهستانی» احترام و تواضع در برابر سادات بود. ایشان بزرگداشت آن ها را سبب خشنودی رسول اکرم صلی الله و علیه و آله و سلم می دانست: در حدیث شریف نبوی وارد شده است که: «هر کس می خواهد به من صله کند به ذراری من صله کند.»

روزی عده ای از مؤمنین یکی از سادات را به عنوان این که سارق حرفه ای است و مردم از دست او تأمین مالی ندارند نزد آقا جان آوردند.

آیت الله کوهستانی به آنان فرمود:

«شما حق ندارید این سید را دزد خطاب کنید، چون مادرش حضرت زهرا علیه السلام رضایت ندارد کسی نسبت دزدی به سادات و فرزندانش بدهد و باعث رنجش و آزردگی اش شود.»

این سخن پندآموز چنان در قلب آن سید اثر گذاشت که یکباره توبه کرد و کارهای خلاف خود را ترک کرد و از نیکان گردید.

یکی از سادات حسینی نقل می کند:

روزی من و یکی از بستگانم به محضر آیت الله کوهستانی رسیدیم، پس از کسب فیض موقع خداحافظی آقا می خواست مبلغی را عنایت کند، نخست مبلغ دو تومان را از جیب خود بیرون آورد که به ما بدهد، ناگهان دست خود را کشید و با حالت خاصی فرمود

«من از مادرتان زهرا علیها السلام خجالت می کشم.»

لذا دوباره دست به جیب کردند و مبلغ بیست و پنج تومان مرحمت فرمودند. در آن زمان این مبلغ بسیار قابل توجه بود و ایشان نیز کمتر این مبلغ پول را به کسی می داد.

 

حاج ملا آقا جان زنجانی

 

نقل شده است که مرحوم «حاج ملا آقا جان زنجانی» می گفتند: «روایت است که بر سادات نباید در راه رفتن مقدم شد.»

وقتی سادات ( ولو از نظر سن، خردسال بودند) وارد مجلسی می شدند ایشان به تمام قد در مقابلشان می ایستاد و می گفت:

«در حدیث است که اگر کسی یکی از سادات را ببیند و در مقابل او نایستد و قیام تام نکند، خدا به دردی او را مبتلا می کند که دوا نداشته باشد.»پ

 

سید علی نقی

 

زمانی پسر آقای «سید علی نقی» امام جماعت «مسجد دروازه» را خدمت مرحوم « شیخ حسین زاهد» بردند که در خدمت آقا تحصیل کند.

آن زمان شهریه ۳ یا ۴ تومان بود و خرجی استاد از این راه تأمین می شد. سر ماه، وقتی برای پرداخت شهریه رفتند، ایشان فرمود: «داداشی تو حاضری من پسر حضرت زهرا (علیها السلام) را درس بدهم و پول بگیرم؟ حیف نیست؟»

هر چه اصرار شد که آقا، شما خرجتان فقط از این راه تأمین می شود، این پسر هم یک از آن بچه هاست.

ایشان قبول نکرد و فرمود: «راضی نباش برای درس دادن به پسر حضرت زهرا (علیها السلام) پول بگیرم.»

 

۱۸ نظر

  1. عمادی - سیده رضیه می‌گه:

    سلام
    مطالب خیلی جالب بود به طوری که من هم وسوسه شدم از خودم خلاصه ای بگویم
    من سیده هستم ۳۳ سال با همسرم زندگی کردم با ۴ فرزند ، بچه ها بزرگ شدند و ازدواج
    کردند در حالی که در این ۳۳ سال همسرم به من بی احترامی و فحاشی و حتی کتک می زد همسرم بداخلاق و بد دهن بود ولی سر وقت هر اذان می رفت مسجد نماز می خواند، اهل هیئت بود اما بعد از ازدواج بچه ها من که دیگر تاب تحمل زندگی با ایشان را نداشتم طلاق گرفتم و جدا شدم

  2. سید حسن موسوی می‌گه:

    سلام بنده سادات هستم طباطبایی نسل اندر نسل اخه از نسل ما دختر به عام نمیدن دختر سادات به اختیار عام باشه گناه داره برای احترام به جدمان و بی بی مان در ضمن ما سی سال هست که در ایران زندگی میکنیم هرچند مورد سرکوب و بی احترامی قرار گرفتیم نمیخوام گلایه و کنم جدما علی غریب بود اولاد هاش هم غریبن سادات اولاد علی و زهرا است سیاه و سفید نداره عرب و عجم نداره خدا لعنت کنه حجاج بن یوسف ثقفی را که نسل ما امروز اواره شده. درضمن من یکی از سادات شمال افغانستان هستم دارای شجزه نامه که در شهر قم مهر ایت الله نجفی رو داره

  3. سید محمد باقر موسوی می‌گه:

    مطالب خیلی عالی بودن

  4. سادات حسینی می‌گه:

    من سیده هستم . شوهرم اصلااااااا احترام منو نگه‌نمیداره . هفته ایی چندبار هیئت میره سینه زنی میکنه و یکسره توی مجالس امام حسین شرکت میکنه و با روضه امام حسین عین ابر گریه میکنه . ولی اصلاااا احترام منو نگه نمیداره . من چون سید هستم بهترین حجاب رو دارم و به متانت و پاک بودن همه منو میشناسن . اما شوهرم غیرت نابجا داره و گیرای نابجا به من میده و سر هر بحثی بی احترامی میکنه فحش به من میده و قهر میکنه . من ازش راضی نیستم خدا هم ازش راضی نباشه . بش گفتم من توی زندگی ازت احترام میخوام . حسرت به دلم‌مونده احتراممو نگه داری . حسرت به دلم‌مونده یه بحث عادی رو درست تموم کنیم نه اینکه با بی احترامی به من تموم کنی . اون دنیا اصلا نمیخام کنار شوهرم باشم .خیر سرش میره هیئت ولی احترامه اولاد حسین رو نگه نمیداره . شجره نامه هم دارم جدم امام حسین هستند 

  5. میرهادی حسیني می‌گه:

    سلام
    مطالب عالی وناب احسنت
    افتخار می کنم مادرم زهرا سلام الله
    سیده النساء العالمین است،همیشه طوری برخورد کردم که مایه افتخار باشم
    ان شاءالله مادرم زهرا (س)شب اول قبر کمک حالم باشد

  6. نوکر نوکرهای زهرا(س) می‌گه:

    بخاطرسیدبودنم سه باردلم شکستن.امااحساس میکنم لیاقت این روندارم که دخترشخصیت والایی چون فاطمهٔ زهرا(س)باشم.بخاطرهمین این دل شکستن هاروگذاشتم پای بخشی ازگناهام.اماخیلی محتاجم به دعا.خواهش میکنم برام دعاکنیدودعاکنبدکه دیگه دل هیچ کدوم ازفرزندان حضرت زهرا(س)به این شکلی که دل من شکست نشکنه.
    من به عنوان یه دخترسیدخودم رولایق هیچ احترامی نمیدونم.اماخیلی وقت هابعضی هاگمان میکنن میخوان به سیداحترام بزارن امابه عکس کاری میکنن که زمان حضرت زهرا(س)باحضرت کردن.احترامی که همراه باشکستن دل همراه باشه٬کاش هیچوقت نباشه.توروخدابرام دعاکنید.دعاکنیدحضرت زهرا(س)عنایت کنن ومرحمی روی دل شکستم بزارن

  7. سید سپهر می‌گه:

    سلام خسته نباشید
    یه طلبه میگفت سید ها روز های چهارشنبه دیوونه میشند البته دوستم هست و با خنده میگفت بعد هم میگه تو حوزه نگی من سیدم مسخره میکنند
    دلیلش چیه ؟ 

  8. سیدحسین می‌گه:

    پیامبراکرم صلی الله علیه وآله وسلم فرمود:ای علی!من وتوازدونورکه زیرعرش معلق بودندخلق شدیم.آن دونور دو هزارسال قبل ازخلقت مخلوق هامشغول تقدیس خداوند بودند.
    سپس خداوندازآن دونور،دونطفۀ سفیددرهم پیچیده خلق کرد.بعدآن دونطفه رادرصلب های بزرگوارابه رحم های پاکیزه وپاک منتقل کرد.سپس نصف آن رادرصلب عبدالله ونصف دیگررادرصلب ابوطالب قرارداد.پس جزیی منم وجزیی تو.واین قول خداوندعزوجل است که می فرماید:« وَهُوَ الَّذِی خَلَقَ مِنَ الْمَاء بَشَرًا فَجَعَلَهُ نَسَبًا وَصِهْرًا وَکَانَ رَبُّکَ قَدِیرًا؛و اوست کسى که از آب بشرى آفرید و او را [داراى خویشاوندى] نسبى و دامادى قرار داد و پروردگار تو همواره تواناست*ر.ک.کتاب انوارالهی صص۶۶و۶۷
    ××××××××××××××××
    کتاب “انوار الهی” شامل تحقیقی درباره شان و منزلت تاریخی سادات می باشد.
    به گزارش کتاب‌نیوز مرکز فرهنگی انتشارات شبر اقدام به چاپ کتاب “انوار الهی” به قلم سیدعلی حسین درخشان (موسوی سیدصالح)نموده است.
    این کتاب در پنج فصل تهیه شده که به ترتیب در فصل اول شجره طیبه، در فصل دوم امیرالمومنین (علیه السلام)، در فصل سوم فاطمه (س) محبوبه الهی، در فصل چهارم اهل بیت پیامبر (علیهم السلام) ازمنظراهل سنت و در فصل پنجم سادات شهدای زمین و آسمان را مورد بازیابی قرار داده است.
    معنای واژه “سید” معنای آل محمد (علیهم السلام) تداوم سبب و نسب پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) تا روز قیامت، جایگاه و منزلت سادات در روایات اهل سنت و شیعه، محبت و نیکی به سادات، چهل حدیث در ثواب محبت به سادات، هجرت امام زادگان (علیهم السلام) به ایران، نتایج هجرت سادات در جهان، شرح زندگی امامزاده سیدصالح (علیه السلام)، گم شدن شجره‌نامه بعضی از سادات،, ده‌ها حدیث و روایت از شیعه و سنی در فضایل سادات، علم انساب، معنا و مفهوم نسب، تاریخچه علم نسب شناسی، نخستین تدوین کنندگان نسب شناسی، فایده‌های نسب شناسی، نخستین گردآوردگان انساب سادات از جمله مطالب مهم کتاب هستند.
    انوار الهی در ۴۵۶ صفحه و در قطع وزیری منتشر شده است. علاقه‌مندان برای تهیه کتاب می‌توانند با مرکز فرهنگی انتشارات شبر به شماره تلفن ۰۲۱۷۷۵۲۳۰۸۲ تماس بگیرند.

    http://s6.picofile.com/file/8235549842/logo1.png

  9. سید علیرضا عصمتی می‌گه:

    احترام به سادات از خود سادات هم معاف نیست 
    بدین معنا که بنده که سید هستم هم باید به سادات احترام بگذارم
    وخدا کند که سادات قدر دان این احترام باشند و حرمت جده شون حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا سلام الله علیها را حفظ کنند

  10. سید محمد باقر موسوی می‌گه:

    خدای عالم همه مارو ببخشه و بیامرزد

  11. سید محمد باقر موسوی رضوی استرابادی می‌گه:

    خدای عالم همه مارو ببخشه و بیامرزد

  12. میر علی رضا خبازی علوی می‌گه:

    لازم به ذکر است که احترام سید به سید همانند غیر سید به سید واجب است و همچنین طبق فتوای تمام مراجع فرزندان زن سیده احترام خاص سادات را دارند.باتشکر

  13. محمد می‌گه:

    ۱-ننگ بر رهروان امثال جعفر کذاب وعقیل و ابولهب وزید النار(فرزند امام هفتم ) وخوارج ساده لوح فریب خورده قران به سر نیزه کردن معاویه وعمروعاص که این بار احترام به امامان رابه سر نیزه کردند۲-کجا امامان در سیره عملی خودشان یک بار از اصحاب شان خواستند که فرزندان داییها عموها واقوام امامان رادر صف نانوایی ،اب چاه ،نماز جماعت ، کمک ،قحطی و… بر سایر مسلمانان ترجیح دهند،دقیقا برعکس گذشت وایثار همیشه از طرف امامان بود ونه بر عکس۴ کدام ادم باتقوا وبا شرف از مسلملنان می خواهد فرزندان دزد قاتل سخن چین متجاوز به جان مال وابروی مسلمانان خودرا ببخشد تادر این دنیااز زندان حد قصاص واخراج ازکار رها شوند ودر اخرت به بهشت بروند وسایر مسلمانان گناهکاردر این دنیا وان دنیا بدبخت باشند چه برسد به امامان-۵ مگر علی(ع)خودش را در برابر مرد مسیحی در برابر قاضی مساوی ندانستند–۶کدام منبع معتبر افرین دانشمند -۷احادیث صحیح فقط در مورد اهل بیت است.و…………………….۱۰۰۰-خوارج ساده لوح شیعه رهرو زید النار وجعفر کذاب وعقیل وابولهب

  14. فخرالسادات حسینی نسب می‌گه:

    خدا کند ما سادات مایه افتخار مادرمان حضرت زهرا(س) باشیم و با رفتارمان ادامه دهنده راه انان باشیم

  15. نفیسه سادات باقری می‌گه:

    بسیار زیبا بود اجرتان با بانو فاطمه زهرا س

  16. سید محمود رضوی می‌گه:

    من در پیشگاه مادرم شرمنده ام،دلم رو خیلی جاها سوزوندن چون اولاد زهرا بودم.خیلی دلگیر شدم .واگذار کردم به مادرم.

  17. سید احمد موسوی می‌گه:

    خدا خیرتون بده ارزنده بود

  18. فرهاد مرادی می‌گه:

    خوب بود متشکر از شما دررفتارم تغییر ایجاد شد

نظر دهيد