اندرزهای لقمان حکیم

۱۲ اندرز گرانقیمت از لقمان حکیم که بهای آنرا جز با عمر خود نمی توانی پرداخت کنی و چه بسا عمرها تمام شوند و ما هنوز از کسب این تجارب گران بی بهره باشیم و اگر نخواهیم به پندهای صحیح دیگران گوش فرا دهیم واز آنها استفاده لازم نبریم در بهترین حالت ممکن برای این غرور نابجا مثل اینگونه می شود که این ضرب المثل چینی می گوید :

زندگی به انسان شانه (تجربه) می دهد اما حیف وقتی می دهد که انسان دیگر مویی ندارد(پیری). آری همانند این جمله معروف که می گوید:

تجربه معلمی خشن است زیرا اول امتحان می گیرد سپس درس می دهد. که همه ما می شنویم اما آنطور که شایسته است در آن تامل نمی کنیم. پس بیاییم و از تجارب مفید و ارزشمند آنهایی که چهارتا پیراهن از ما بیشتر کهنه کردند استفاده کنیم تا افسوس هایی را که بعدها به خاطر تصمیمات اشتباهی که امروز گرفته بودیم را تبدیل به خاطرات خوشی کند که انسان به آنها افتخار کند و شمارا از این آزمون سربلند بیرون بیاورند .این هم از پندها و اندرزهای لقمان حکیم:

اى فرزند :توبه را به تاءخیر مینداز که مرگ ناگهان مى رسد.

غنایت را در قلب نگهدار، و فقرت را براى دیگران بازگو مکن .

قانع باش تا غنى باشى ، و متقى باش تا عزیز باشى .

آنچه را نمى دانى بیاموز، و آنچه را مى دانى بیاموزان .

هرگز صدایت را بلند مکن زیرا بلندترین صداها صدای الاغ است.

با سه کس مدارا کن : مریض ، سلطان ،همسر.

از زنان بد، به خدا پناه ببر ، و از خوبان ایشان نیز بر حذر باش .

آتش آتش را خاموش نکند و شرشر را ، پس آتش بدى را با نیکى خاموش ساز.

بى نیازترین مردم کسى است که به آنچه دارد قناعت کند، و نیازمندترین مردم کسى که چشمش به دست مردم باشد.

بکوش امروزت از دیروزت بهتر، و فردایت از امروزت نیکوتر باشد. زیرا هرکس که دو روزش مساوى باشد زیان دیده ، وکسى که امروزش از دیروزش بدتر باشد ملعون است .

اى فرزند، اگر بهشت را دوست دارى ، بدان که خداوند طاعت را دوست دارد. پس دوست بدار آنچه را خدا دوست دارد،تا آنچه را دوست دارى به تو عطا نماید. و اگر دوزخ را دوست ندارى ، بدان که پروردگار تو معصیت را دوست ندارد, پس دوست مدار آنچه را خداوند دوست ندارد، تا خداوند ترا از آنچه دوست ندارى نجات بخشد.

از مردم پند گیر پیش از آنکه از تو پند گیرند.

در آخر هم با این حدیث زیبا از امام جعفر صادق (ع) این مطلب مهم (استفاده از تجارب دیگران) را به پایان میرسانم : مرحوم قطب الدین راوندی روایت کرده است:روزی از امام جعفرصادق علیه السلام سوال کردند : روزگار خود را چگونه سپری می فر مایی؟حضرت در جواب فرمود: عمر خویش را بر چهار پایه و رکن اساسی سپری می‎نمایم:

۱- می‎دانم آنچه که روزی برای من مقدّر شده است، به من خواهد رسید و نصیب دیگری نمی‎گردد.

۲- می‎دانم دارای وظائف و مسئولیّت‎هائی هستم، که غیر از خودم کسی توان انجام آنها را ندارد.

۳- می‎دانم مرا مرگ درمی‎یابد و ناگهان بدون خبر قبلی مرا می‎رباید؛ پس باید هر لحظه آماده مرگ باشم.

۴- و می‎دانم خدای متعال بر تمام امور و حالات من آگاه و شاهد است و باید مواظب اعمال و حرکات خود باشم.

دوستان دوای بسیاری از مشکلات فردی و اجتمایی ما در این پندها نهفته است. امیدوارم بتوانیم با سعی در اصلاح هرچه بیشتر و مفیدتر شخصیت خود نسبت به ساختن انسانی والا مقام که خداوند آن را خلیفة الله نامید از خوی حیوانی وشیطانی خویش که انسان را امر می کند به هرچی زشتی است که فقط شایسته ابلیس ملعون می باشد, فاصله گیریم.

نظر دهيد