میلاد امام حسن

از بس که حُسن نام تو شد مشق جوهرم

عطر بقیع می وزد از باغ دفترم

.

شوق بهشت سهم بقیه، ز من مخواه

از گندم مزار شما ساده بگذرم

.

مسکین، یتیم، اسیر، همه زود آمدند

مثل همیشه در صف این خانه آخرم

.

نقش است بر کتیبه خلقت هو الکریم

ثبت است بر جریده عالم هو الکرم

.

من خواب دیده ام پس از آبادی بقیع

نذر ضریح توست النگوی مادرم

.

آنقدر حلقه بر در این خانه کوفتم

حالا خودم کلون قدیمی این درم

.

گفتند سائلان که پس از تو کجا رویم

گفتی که این شما و سرای برادرم

.

این ها دو واژه اند که با هم غریبه اند

بر صفحه چون دو خط موازی: حسن، حرم

.

میلاد حسنی

.

از سمت مدینه خبر آورد نسیمی

تا مژده دهد آمده مولود عظیمی

.

آن قدر فرشته به زمین آمده انگار

در کل سماوات نمانده است مقیمی

.

گل های بهشتی است به دستان ملایک

در شهر از این واقعه پیچیده شمیمی

.

از طایفه ی نور خودش نور علی نور

با نور رسیده است کریمی به کریمی

.

او آمده تا دل ببرد با دو سه لبخند

در بین زمین باب کند لحن صمیمی

.

او آمده دستی بکشد از سر لطفش

تا پاک کند از سرمان گرد یتیمی

.

چه خوب و چه بد پیش حسن فرق نداری

در لقمه ای از سفره ی او نیز سهیمی

.

شرمنده ی آقای کریمان که ندارد

جز سنگ نشان و دو وجب خاک حریمی

.

امیر سلیمانی

.

یاس ها با نفس یاسمن افطار کنند

علی و فاطمه چون روح و تن افطار کنند

.

حسن آمد که در خانۀ او شاه و گدا

همه با ذکر غریب وطن افطار کنند

.

خود ماهی و اگر روز به بیرون بروی

تا ببینند تو را مرد و زن افطار کنند

.

تازه از نور فراوان تو در مکه که هیچ

روزه داران عراق و یمن افطار کنند

.

گوش کردم که میایی خبرت مستم کرد

چه کسی گفته فقط از دهن افطار کنند

.

تا شما پشت در بیت یتیمان هستی

اهل خانه همه با در زدن افطار کنند…

.

مهدی رحیمی

نظر دهيد