مدیحه بانوی قم

آنقدر رفت که در ثانیه ها هم گم شد

بعد آنسوی زمان پنجره ای در قم شد

.

و همین زائره سبز زیارتگاهش

در پرواز به سمت حرم هشتم شد

.

گوشه چادر او روی سر قم افتاد

کآفتاب آمد و تاریکی شیطان گم شد

.

خاک قم عطر گل یاس گرفت و آنگاه

قم مدینه شد و او فاطمه دوم شد

.

یازده  کعبه به همسایگی اش آمده اند

یازده  مرتبه اینجا حرم مردم شد

.

جمع بودند در اینجا همگی تا اینکه

جمکران آمد و همسایه این خانم شد

.

رحمان نوازنی

.

صحن های حرمت وادی طورند همه

خادمانت ملک و مریم و حورند همه

.

پدرت نور خودت نور حریمت نور است

خاندانت ز ازل منشاء نورند همه

.

 خشت خشت حرمت پنجره فولاد است

سنگ های حرمت سنگ صبورند همه

.

 میرزای قمی و میرزجوادآقا ها

از ملک برتر و در پیش تو مورند همه

.

گره ای نیست که با یک نظرت وا نشود

 زائرانت چقدر غرق سرورند همه

.

غیر شب هیچ کسی پشت به خورشید نکرد

منکران تو یقینا همه کورند همه

.

جمکرانی شده هرکس که به قم آمده است..

اهل قم منتظر وقت ظهورند همه

.

حسین ایزدی

هدایت می‌وزد از مکتب توحید چشمانت

خدا را شکر بانو ٬ گشته ام امشب مسلمانت

.

بشارت می‌رسد بر من ٬ طلوعی می‌کند روشن

سحر از مشرق آیینه‌ها ٬ خورشید چشمانت

.

ترنم می‌کنم امشب ٬ تبسم‌های نورت را

به شوق وصف نور تو ٬ شدم بانو غزلخوانت

.

تو نور عصمت هفتم ٬ گواه هشتمین مهری

زمین آیینه ی عشقت ٬ فلک آیینه گردانت

.

اگر معصومه ی مهرت ٬ بخندد بر شب هستی

چو قلب قم شود بانو ! دل خلقت چراغانت

.

تبسم کن به زیبایی ٬ که مهری عالم آرایی

بُود نورت اهورایی ٬ دل آیینه حیرانت

.

نسیم کوثر فطرت ٬ سحاب رحمت عصمت !

مرا خیس کرامت کن ٬ شبی در زیر بارانت

.

قسم بر لیله القدری ٬ که قرآن تو نازل شد

تو نوری از خدا هستی ٬ خدا باشد ثنا خوانت

.

شمیم جلوه زار « هو » ٬ تو هستی از خدا گلبو

شبی می‌آیم ای بانو ! به گلگشت گلستانت

.

زیارت می‌کنم عاشق ٬ کرامات نگاهت را

دو رکعت نور می‌خوانم ٬ سحر در صحن چشمانت

.

ز دنیا من نمی خواهم ٬ به جز سرمایه ی مهرت

نظر هرگز نمی دوزم ٬ مگر بر دست احسانت

.

نخواهم کرد من بیعت ٬ مگر با ضامن نورت

مُرید کس نخواهم شد ٬ مگر پیر خراسانت

.

طلوع نو بهار تو ٬ مبارک باد بر هستی

تو ای معصومه ی زهرا ! جهان بادا گل افشانت

.

رضا اسماعیلی

نظر دهيد