عظمت غدیر

 

Image result for ‫جوادی املی‬‎

عظمت غدیر در کلام حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی :

غدیر تنها این نیست که انسان یک جشنواره داشته باشد و تبریک بگوید بلکه یک رسالت و وظیفه‌ای مهم هم هست.

خداوند در بیانی نورانی می فرماید هر کس پیامبر را اطاعت کرد مرا اطاعت کرده است ( مَنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ ) یکی فعل مضارع یکی فعل ماضی, با اینکه مضارع است از ماضی یاد کرده است فرمود اگر کسی پیامبر را اطاعت کند قبلاً از ما اطاعت کرده است چون ما گفتیم ( أَطیعُوا اللَّهَ ), ( مَنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ ) پس اطاعت رسول می‌شود اطاعت خدا.

 وجود مبارک رسول خدا هم همین راه را در نصب حضرت امیر به کار برد فرمود: «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» اطاعت از علی اطاعت از من است, ولایت علی ولایت من است، ما هر چه داریم از ناحیه ذات اقدس الهی است، مگر خدا درباره اطاعت پیامبر نفرمود ( مَنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ ) این‌جا هم ما می‌گوییم «من اطاع علیا فقد اطاع الرسول».

 همه دعاها مقدس و محترم‌اند اما آن دعای عالمانه و محقّقانه که هم سواد می‌آورد و هم ثواب دارد، دعای «اللهم عرّفنی نفسک» است. زراره وقتی از امام صادق(سلام الله علیه) سؤال کرد من در عصر غیبت چه عملی انجام دهم؟ فرمود این دعا را بخوان «اَللّهُمَّ عَرِّفْنی‏ نَفْسَکَ فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنی‏ نَفْسَکَ لَمْ اَعْرِفْ رَسُولَکَ اَللّهُمَّ عَرِّفْنی‏ رَسُولَکَ فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنی‏ رَسُولَکَ لَمْ اَعْرِفْ حُجَّتَکَ اَللّهُمَّ عَرِّفْنی‏ حُجَّتَکَ فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنی‏ حُجَّتَکَ ضَلَلْتُ عَنْ دینی». این دعایی علمی و محققانه است.

 مگر نمی‌خواهید بین غدیر وسقیفه فرق بگذارید، چطور می‌خواهید فرق بگذارید؟! اگر رأی مردم است که مردم رأی دادند, اگر شوراست که مشورت کردند, فرق اساسی غدیر و سقیفه چیست؟ فرق جوهری غدیر و سقیفه این است که رهبر مردم، آیا وکیل مردم است یا جانشین پیغمبر؟ اگر رهبر مردم، جانشین پیغمبر است، پیغمبر، وکیل مردم است یا خلیفهالله است؟ اگر خلیفهالله است، تا شما مستخلف‌عنه را نشناسید، خلیفه را نمی‌شناسید، این برهان مسئله است.

 «اللهم عرفنی نفسک» چرا؟ برای اینکه «فانک ان لم تعرفنی نفسک لم أعرف رسولک» برای اینکه رسول, خلیفه توست ما اگر مستخلف‌عنه را نشناسیم خلیفه را نمی‌شناسیم، ما چه می‌دانیم فرق جوهری غدیر و سقیفه چیست؟ اگر مستخلف‌عنه را بشناسیم ، خلیفه را می‌شناسیم, اگر رسالت را بشناسیم، امامت را می‌شناسیم آن‌گاه کاملاً فرق بین غدیر و سقیفه روشن می‌شود که کدام حق است کدام باطل؟ هیچ ممکن نیست کسی بتواند مسئله مبعث را بشناسد الاّ بعد از توحید, و هیچ کس ممکن نیست غدیر را بشناسد الاّ بعد از مبعث، «اللهمّ عرفنی رسولک فانک ان لم تعرفنی رسولک لم أعرف حجتک».

آنچه مورد عنایت ذات اقدس الهی در صحنه غدیر بود آن است که خلیفه خود را به وسیله رسول خود مشخص کند و این سمت غدیری وجود مبارک امیرمؤمنان سمت مُلکی آن حضرت است نه سمت ملکوتی و چیزی که صبغه مُلکی داشته باشد قابل نصب و غصب است و امامت وجود مبارک امیرالمومنین (ع) از نظر ملکی رسماً در غدیر اعلام و حضرت نصب شد و در سقیفه هم غصب شد ولی امامت ملکوتی آن حضرت که خلافت واقعی او و علم غیب اوست اینها سر جایش محفوظ بوده و اینها قابل نصب اعتباری یا غصب سقفی نیست.

خدای سبحان انسان را به کرامت ستود و فرمود: ﴿لَقَدْ کَرمْنا بَنی آدَمَ﴾ و کرامت انسان هم ذاتی نیست چون انسان خلیفه خدای کریم و از کرامت برخوردار است؛ لذا فرمود: ﴿إِنی جاعِلٌ فِی اْلأَرْضِ خَلیفَهً﴾.خلیفه های راستین همان انسانهای کامل معصوم هستند که در قلمرو خلافت آنها مردان با ایمان سهمی از خلافت خواهند داشت و وجود مبارک امیر(ع) هم سعی می‌کرد امت اسلامی را به کرامت برساند و کرامت آنها را در سایۀ خلافت آنها تأمین کند و خلافت آنها را در سایه آزاد بودن دین تثبیت کند.

خود علی ‌بن ‌ابی‌طالب(ع) دین آزادی داشت و سعی می کرد دین جامعه را نیز آزاد کند. آزاد بودن دین علوی در بخش اندیشه از گزند وهم و خیال بود و در بخش انگیزه از آسیب شهوت و غضب. آن حضرت سعی می کرد این دین آزاد را با همین وضعبه جامعه معرفی کند لذا در عهدنامه‌ای که برای مالک هنگام اعزام به مصر مرقوم فرمود چنین نوشتند که: «فَإِن هذا الدیْنَ قَدْ کَانَ أَسِیْراً فِی أَیْدِی الْأَشْرَارِ یُعْمَلُ فِیْهِ بِالْهَوی وَ تُطْلَبُ بِهِ الدنْیَا» انسان در سایه دین کریم می‌شود، در سایه دین خلیفه خدا می‌شود و در سایه دین از عزت بهره دارد و مانند آن؛ این دین پیش از تصدی خلافت توسط وجود مبارک امیرالمؤمنین(ع) به اسارت رفته بود و برخی‌ها نگذاشتند دین در جامعه گسترش پیدا کند؛برخی‌ها دین را تحریف کرده و در جامعه منتشر کردند درست مثل همین وضعی که خاورمیانه کنونی مبتلاست و برخی‌ها دین را مصادره کردند یعنی با اینکه مسلمان اند اهل نماز و روزه‌اند ولی قرآن و سنت معصومین(ع) را آن طوری که مایل اند تفسیر می‌کنند و آن طوری که حق است تفسیر نمی‌کنند.

گروه دیگری هم اصلاً نمی‌گذارند دین در جامعه رواج پیدا کند و دین را فسون و فسانه می‌دانند لذا از دین به عنوان افیون یاد می‌کنند و مانند آن که این دو خطر هر کدام به نوبه خود دین را به اسارت گرفته است لذا استکبار و صهیونیسم مانع ظهور دین هستند و شیوخ منطقه و مانند آن مانع برداشت صحیح از دین تفسیر صحیح دین و عمل صحیح به دین هستند.

Image result for ‫غدیر‬‎

نوشتاری از حکیم متأله علامه جواد آملی پیرامون غدیر و قدر :

همتایی قرآن و غدیر که نماد عترت اطهار علیهم السلام است، حیات دو ثقل خواهد بود، غدیر مهبط امامت است و قدر مهبط وحی؛ بدون اعتقاد به امامت، توفیق توحید و تحصیل علوم نبوی حاصل نمی شود.

 یکم: سرّ هم آوایی  «روز غدیر» با  «شب قدر» همانا هم آهنگی و هم تایی مظروف آن دو یعنی قرآن و ولایت است که ظرف ها را هم سان ساخته است. آنچه در وجود علمی قرآن کریم است، در وجود عینی انسان کامل معصوم علیه السلام است. اگر آن کتاب الهی موصوف به:  «لایأتیه الباطل مِن بین یدیه ولا من خِلفِه» است، این امام معصوم متصف به آن است… امام معصوم از قرآن خبر می دهد و خداوند درباره آن کتاب آسمانی چنین فرمود:  «اذا قُری ء القرآن فاستمعوا له وأنصتوا.»

دوم: قرآن مجید، معصوم از هر نقص و مصون از هر عیب است؛ لذا قائم به نفس و قیم جامعه بوده و به ملت اقوم هدایت می کند:  «ان هذا القرآن یهدی للتی هی أقوم.» امام معصوم که در بامداد غدیر کسوت  «…هذا علی مولاه» پوشید، تا شامگاه معاد به عنایت خداوند وابسته بوده و در هدایت محتاج بشری نبوده و هماره قیم معنوی جوامع بشری است:  «انما الائمت  قوام اللّه علی خلقه و عرفاوِه علی عباده ولا یدخل الجنت  الا من عرفهم و عرفوه ولا یدخل النار لا من أنکرهم و أنکروه.» کسی که اهل بیت علیهم السلام وحی را که غدیریان خدای قدیرند، به رسمیت بشناسد و مورد شناسایی آن ذوات نورانی قرار بگیرد، وارد بهشت می شود، وگرنه گرفتار دوزخ خواهد شد و این مطلب سامی یکی از چند معنای  «قسیم الجنت  والنار» بودن پرچم داران غدیر است.

 سوم: راز رهبری قرآن به اتحاد، همانا متحد بودن تمام آیات مکی و مدنی اوست که قریب به ربع قرن متناوباً نازل شد و هیچ اختلافی بین اصول و فروع، جهان بینی، جهان داری و جامعه پروری، عبادات، احکام، عقود و ایقاعات آن نیست:  «أفلا یتدبرون القرآن ولو کان من عند غیر اللّه لوجدوا فیه اختلافاً کثیراً.» همین رمز در امام معصوم علیه السلام که منصوص خدا و منصوب روز غدیر است، وجود دارد؛ لذا هر امام سابق، مبشّر لاحق و هر امام لاحق، مصدق سابق است؛ چنانچه تمام عقاید، اخلاق و اعمال هر کدام منسجم و هم آهنگ است و آفت اختلاف نه در درون آن ها و نه در بیرون آنان رخنه نمی کند. کلام امیرمؤمنان که ساحت غدیر به نام آن حضرت علیه السلام رقم خورد و متبرک شد، چنین است:  «…و لیس رجلٌ فاعلم احرص علی جماعت  امت  محمدٍ صلی اللّه علیه وآله وسلم و اُلفتهاء مِنّی ابتغی بذلک حسن الثواب و کرم المآب…» هیچ کس نسبت به وحدت امت اسلامی از صاحب غدیر علاقه مندتر نیست؛ زیرا نه کسی مانند آن حضرت در این باره علم صائب دارد و نه کسی در این جهت عمل صالح. احاطه علمی آن حضرت به آثار سوء اختلاف را می توان از کلام نورانی آن حضرت استنباط نمود:  « فایاکم والتلون فی دینِ اللّه فاِنَّ جماعت  فیما تُکرهون من الحق خیرٌ مِن فِرقت  فیما تحبون مِن الباطل و انّ اللّه سبحانَه لَم یعط أحداً بفرقت  خیراً مِمَن مَضی ولا ممن بقی.» آنچه از این بیان جامع برمی آید، این است که سنت الهی که در گذشته و حال و آینده مساوی است، همانا حق، صدق، خیر و حسن بودن انسجام اسلامی و باطل، کذب، شر و قبیح بودن اختلاف است.

چهارم: همتایی قرآن و غدیر که نماد عترت اطهار علیهم السلام است، در امور فراوانی است که بارزترین آنها حیات بخشی این دو ثقل خواهد بود؛ زیرا درباره قرآن که عنصر اصلی دعوت حضرت ختمی نبوت است، چنین آمد:  « یا أیها الذین آمنوا استجیبوا و للرسول اذا دعاکم لما یحییکم واعلموا أن اللّه یحول بین المرء و قلبه وأنه الیه تحشرون.» و درباره امامت از حضرت رسول اکرم صلی اللّه علیه وآله وسلم چنین رسید:  « من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتت  جاهلیت .» جریان غدیر سلسله جنبان ولایت است؛ لذا اسامی مبارک امامان معصوم علیهم السلام حتی حضرت مهدی موجود موعود در احتجاج طبرسی در آن یافت می شود. حیات برین انسان که حوزه کرامت به آن اختصاص دارد و قلمرو خلافت الهی مختص آن می باشد، با کوثر وحی و امامت تأمین می شود. سرّ تقابل بین زنده و کافر در آیه  «لُینذر مَن کان حیاً و یحق القول علی الکافرین.» همین است و راز زنده دلی انسان به حکمت که در کلام نورانی امیرمؤمنان علیه السلام آمده است که:  «…الحکمت  التی هی حیات  للقلب المیت و بصر للعین العمیاء…» همین خواهد بود. چنان که آن حضرت در کلام دیگر فرمودند:  «…احی قلبک بالموعظت .»

پنجم: قرآن و غدیر که متن امامت است و ولایت دوازده معصوم علیهم السلام شرح آن می باشند، هر دو جهانی اند، هر چند گروه خاصی از آنها بهره مندند. گستره جهانی بودن قرآن را از آیات فراوانی مانند: للعالمین نذیراً، ذکری للبشر، کافت  للناس، رحمت  للعالمین می توان استفاده نمود. چنانچه تلازم حوزه وحی و نبوت نیز شاهد همین گستردگی است. پهنه عالمی بودن امامت انسان کامل معصوم غدیری را می توان از بیان نورانی آن حضرت علیه السلام که فرمود:  « ا ن اللّه جعلنی اماماً لخلقه ففرض علی التقدیر فی نفسی و مطعمی و مشربی و ملبسی کضعفاء الناس کی یقتدی الفقیر بفقری ولا یطغی الغنی غناه» استظهار کرد؛ زیرا سخن از امامت آن حضرت برای مخلوق خداست نه خصوص مسلمان. جهان بودن قرآن از دو منظر قابل ارزیابی است: یکی دعوت همگان به اسلام و ارائه ادله جهانی و دیگری اداره جهان در کیفیت برخورد مسلمانان با اقوام و مللی که بر اثر قصور یا تقصیر اسلام را نپذیرفتند. بررسی آیاتی که اتحاد و انسجام را در سه سطح محلی، منطقه ای و بین المللی لازم دانسته و برای هر کدام حکم خاص صادر فرمود، شاهد گویای مدعای یاد شده است. غدیر که ساحت امامت است، باید اتحاد و انسجام اسلامی در سطوح سه گانه مزبور را طراحی، برنامه ریزی و اجرا نماید تا دو ثقل ب جا مانده از حضرت ختمی نبوت صلی اللّه علیه وآله وسلم جهانی شدن اسلام را به هر دو منظر عرضه کنند.

ششم: غدیر که مهبط امامت است، همانند لیلت القدر که مهبط وحی است، از اعیاد برجسته اسلامی است. عید بودن فطر و اضحی و جمعه برای عبادت ویژه ای است که در آن ایام اللّه مطرح است. نیایش مأثور این روز سپاس خدایی است که ولایت را همانند قرآن حبل متین قرار داد اولاً، و انزال آن را مرز صقع ربوبی و بارگاه ملکوت به کارگاه ناسوت هم سان قرآن مجید به صورت آویختن قرار داد نه انداختن ثانیاً، و یک طرف این حبل ناگسستنی را همتای قرآن کریم به دست خود گرفت و طرف دیگر آن را در دسترس خاک نشینانی چند قرار داد ثالثاً، و اعتصام آن را همانند دستاویز ساختن عروت الوثقای قرآن حکیم مایه نجات اعلام فرمود رابعاً، و دستور روز غدیر را دعای  « الحمد للّه الذی جعلنی من المتمسکین بولایت  مولانا امیرالمؤمنین علیه السلام والائمت  من اهل البیت علیهم السلام» از یک سو و عقد اخوت که نماد اتحاد ملی و انسجام اسلامی است، از سوی دیگر قرار داد خامساً.

هفتم: اهتمام به غدیر که تجلی امامت است، هم به لحاظ خود ولایت است که از اصول رصین و مرصوص مذهب است و هم به لحاظ شرط قبول توحید از یک سو و باب علم نبوت بودن از سوی دیگر است که آن دو همانند معاد از اصول بی بدیل و اولی دین اند. امیرمؤمنان حضرت علی بن ابی طالب علیه السلام فرمود:  «ان للا اله الا اللّه شروطاً، و انی و ذریتی من شروط ها.» و آنچه از حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام در حدیث معروف  «سلسلت  الذهب» یاد شده، مصداقی از اصل جامع ولایت است؛ به طوری که بدون اعتقاد به امامت اهل بیت عصمت علیهم السلام، نه توفیق توحید تام حاصل می شود و نه تحصیل علوم نبوی میسور خواهد بود. سرّ کامیابی طبرستان در معارف وحیانی، داشتن شرط توحید و ورود از باب مأذون است. ممکن است کسی ظاهراً بدون پذیرش امامت به علوم صاحب رسالت دستبرد بزند، لیکن مالک آن علم نخواهد شد و دانش مسروق وی سودمند نمی باشد. آن که باب علوم نبوت است، چنین فرمود:  «…نحن الشعار والاصحاب والخزنت  والابواب، و لا تؤتی البیوت الا من ابوابها. فمن أتاها من غیر ابوابها، سُمّی سارقاً.» اثر ضروری شرط توحید و باب علم بودن، این است که شخص غیر معتقد به امامت معصومان علیهم السلام، وارد حصن أمن نشد و از امنیت طرفی نخواهد بست؛ چنانچه وارد مدینه علم که همان مدینه فاضله الهی است، نمی شود و از  « آیت  محکمه» و  « فریضت  عادله» و  « سنت  قائمه» که تثلیث معهود نبوی و ولوی است، بهره نخواهد برد؛ هرچند مفاهیمی را به ذهن بسپارد؛ زیرا نه اجر رسالت را پرداخت:  « قل لا أسئلکم علیه أجراً الا المودت  فی القربی.» و نه به پایه اسلام ایمان آورد:  « لکل شی ء اساس و اساس الاسلام حبنا اهل البیت.»

Image result for ‫غدیر‬‎

نظر دهيد