گوشه ای از سیره علما

Image result for ‫مرعشی‬‎

۱

روضه خوانی آیت الله مرعشی برای جوان مست

یک شب آیت الله مرعشی نجفی به مراسم عقد یکی از آشنایان دعوت می‌شود و مهمانی طول می‌کشد، موقع برگشتن در تاریکی با یک جوان مست عربده کش مواجه می‌شوند. جوان با تحکم می‌گوید: شیخ از کجا می‌آیی؟ ایشان هم جریان را توضیح می‌دهند؛ جوان مست می‌گوید: شیخ برایم روضه بخوان! آقا بهانه می‌آورند که اینجا منبر و چراغ و روشنایی نیست که روضه بخوانم. جوان روی زمین افتاده و می‌گوید: خوب این هم صندلی بنشین روی گرده من. پدرم می‌گفت؛ نشستم روی گرده این جوان مست، تا گفتم یا اباعبدالله، شروع کرد به گریه کردن به حدی که شانه‌هایش تکان می‌خورد و مرا هم تکان می‌داد، چنان که من از گریه او متاثر شدم، فکر کردم اگر این طور پیش برود او غش می‌کند، روضه را خلاصه کردم. گفت« شیخ چرا کم روضه خواندی؟ گفتم که خوب سردم شده … وقتی خواستم خداحافظی کنم گفت که من باید تا در خانه شما را همراهی کنم تا یکی مثل من مزاحم شما نشود. ابوی می‌فرمود: دو سه هفته از این قضیه گذشته بود در مسجد بالاسر در محراب نشسته بودم دیدم جوانی آمد و افتاد دست و پای من، به حضرت معصومه‌(سلام الله علیها) قسمم داد که او را ببخشم، بعد که خودش را معرفی کرد متوجه شدم که همان جوان مست بوده است. از آن شب به بعد به کلی دگرگون شده و توبه کرده بود و به نماز جماعت می‌آمد. این جوان تا آخر عمر در صف اول نماز جماعت ایشان شرکت می‌کردند و محاسن بلندی داشت و عرق‌چین و عبا می‌پوشید و اهل تهجد شده بود، وقتی هم که فوت کرد تشییع و مراسم ختمش بسیار شلوغ بود.

طلب شفا از منبر سیدالشهدا

آقای شهیدی یکی از ارادتمندان آیت الله مرعشی نقل می‌کرد:«یک شب دیدم ایشان بدون این که چراغ روشن کند داخل حسینیه شد و در تاریکی مشغول دعا و نیایش شد و نگذاشت ما هم همراهش داخل برویم، چون تاخیر کرد نگران شدم که حالش خراب شده باشد، داخل شدم زیر نور ضعیفی که از پنجره به داخل افتاده بود دیدم آیت الله مرعشی نجفی پیراهنش را بالازده و شمکشان را به منبر سید‌الشهدا‌(علیه السلام) می‌مالند، آقا متوجه شدند که کسی داخل شده است، نزدیک رفتم و گفتم آقا چیزی لازم دارید آقا گفتند نه، آمده بودم که شفایم را از سید‌الشهدا‌(علیه السلام) بگیرم. ایشان فردای آن شب برای عمل جراحی عازم تهران بودند و جای عمل جراحی را به منبر می‌مالیدن تا سیدا‌لشهدا‌(علیه السلام) او را شفا داده و عمل موفقیت آمیز باشد. آقای شهیدی می‌گفت؛ که آقا از من تعهد گرفتند تا ایشان زنده هستند این جریان را جایی نقل نکنم.

از ارادتشان به ائمه بفرمایید.

آیت الله مرعشی نجفی (ره) مرحوم ابوی ما به روضه بسیار علاقه داشت. همواره در حسینیه از ابتدای مجلس کنار درب ورودی می نشست تا خادم مردمی باشد که به مجلس می آمدند. روزی فلسفی واعظ منبر می رود و در انتها روضه نمی خواند؛ روز بعد فردی در نزد ابوی ما گله می کند، ابوی با آقای فلسفی تماس گرفت و گفت عمامه ایی که بر سر شما است به خاطر روضه هایی است که می خوانید، چرا در مجلسی روضه نخواندید؟ از خدا می خواهند این روضه ها خوانده نشود.

ما هر چه داریم از روضه ها است، باید مظلومیت ائمه برای مردم بازگو شود؛ فلسفی اذعان داشت مردم گریه نمی کنند و پدر من گفت شما وظیفه خود را انجام دهید؛ ابوی بنده نسبت به کسانی که بالای منبر روضه نمی خوانند به شدت عصبانی می شدند؛ همواره اذعان داشت کاری کنید خود را به ائمه (ع) متصل کنید.

Image result for ‫محمد حسین غروی اصفهانی‬‎

۲

آیت الله العظمی محمد حسین غروی اصفهانی (ره) ارادت ایشان به مقام حضرت زهرا (س) و زیارت عاشورا

ایشان ارادت و عشق عجیبی به اهل بیت به ویژه حضرت زهرا (س) داشتند و در مجالس عزای حسینی خودشان مبادرت به پذیرایی کرده و کفش های واردین را جفت می کردند. درحین پـذیرایی نیز پیوسته چیـزی می خواندند. مرحوم شیخ عـلی محمـد بروجردی از علما و فقهای بزرگ و از شاگـردان برجسته آیت الله قاضـی (ره) از ایشان می پرسند: آقا چـه می خوانید؟ ایشان فرموده بودند: “خوب است انسان در شبانه روز هزار مرتبه سوره قدر را بخواند”  از ویژگـی های بارز این عالم ربانی این بود کـه هر روز عصـر به زیارت بارگاه مطهر امیرالمومنین می رفتنـد و زیارت عـاشورا با صـد لعن و سلام را می خواندند. او از خدا خواسته بود تا آخر عمر توفیق انجام این اعمال را به ایشان بدهد و خداوند هم توفیق داد بطوری که هر روز هزار مرتبه سوره قدر و زیارت عاشورا با صد لعن و سلام را قرائت می نمودند.

Image result for ‫علامه امینی‬‎

۳

آرزوی علامه امینی مولف کتاب الغدیر
فرزند علامه امینی جناب دکتر هادی امینی می گوید: در آخرین روزهای عمر پدرم از ایشان سوال کردند:شما چه آرزویی دارید؟
ایشان در جواب فرمودند:من فقط یک آرزو در دنیا دارم ، و آن اینکه خدا بر من یک عمر طولانی بدهد و من در این عمر از همه کنار گرفته و در گوشه بیابانی چادر بزنم و آنجا ساکن شوم و تا آخر عمرم بر مظلومیت علی(علیه السلام) گریه کنم.

علامه امینی (ره) جواب بسیار قشنگی به او داد

یک کسی به علامه امینی گفت شیعه چه خبرش است که چنین عزاداری در کربلا می کند؟ علامه جواب بسیار قشنگی به او داد، گفت: ما در واقعه غدیر سرو صدا نکردیم شما آن را تحریف کردید و گفتید «من کنت مولاء فهذا علی مولا» یعنی هرکس دوست من است دوست علی هم باشد آیا آنهمه افرادی که پیامبر(ص) جمع کرد و یک ساعت و نیم برایشان خطبه خواند فقط برای گفتن همین جمله بود. این دیگر این همه مقدمه و جمع کردن ۱۲۰ هزار نفر نمی خواست.

Image result for ‫مقدس اردبیلی‬‎

۴

مرحوم مقدس اردبیلی هیچ گاه از آب فرات ننوشید

نقل کرده اند که مرحوم مقدس اردبیلی سال ها در نجف زیست اما هیچ گاه از آب فرات ننوشید. آن هنگام که در بستر ارتحال افتاد، برخی مجتهدان و عالمان هم عصرش از او اجازه خواستند تا قدری آب فرات در کام او بریزند. وی در جواب سکوت کرد. قدری آب فرات در ظرفی ریخته، برایش آوردند و با اندکی تربت کربلا آمیختند. چون چشم او به آب افتاد گریست آنقدر گریه نمود که بی تاب شد و نتوانست آب را بنوشد و به حالت گریه و عطش از دنیا رفت. آری، این است معنای عشق و محبت واقعی به صاحب قیام عاشورا و راز همراهی با او.

Image result for ‫حائری یزدی‬‎

۵

آیت الله العظمی حائری یزدی(ره) بسان مردم عادی بر سرو سینه می زدند

آیه الله العظمی حائری یزدی (ره) مؤسس حوزه علمیه قم:ایشان دستور داده بودند همه روزه قبل از درس کسی قدری مصیبت حضرت سیدالشهدا(علیه السلام) بخواند و سپس درس را شروع می کردند. این بزرگوار حتّی زمانی که مرجع تقلید بودند، در جلوی دسته عزاداری در کوچه و خیابان حرکت کرده و بسان مردم عادی بر سرو سینه می زدند و می فرمودند:من هر چه دارم از سیدالشهداء دارم.

Image result for ‫آیت الله گلپایگانی(ره)‬‎

۶

آیت الله گلپایگانی(ره) اما گریستن در عزای حضرت زهرا(سلام الله علیها)

آیت الله گلپایگانی(ره) آن فقیه بزرگ درباره اهمیت اقامه عزا بر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و رجحان آن بر عزاداری حضرت سیدالشهدأ (علیه السلام) میفرمودند : «گریه بر سیدالشهدأ (علیه السلام) تولی است اما گریستن در عزای حضرت زهرا(سلام الله علیها) هم تولی و هم تبری است.»

Image result for ‫بروجردی‬‎

۷

آیت الله بروجردی و عنایت امام حسین علیه السلام

آیت الله شیخ حسین نوری همدانی نقل می کنند: یک وقت در محضر آیت الله بروجردی درباره دید چشم بحث شد. ایشان با اینکه سنشان قریب نود سال بود، هیچ وقت احتیاج به عینک پیدا نکرده بودند و دور و نزدیک را بدون عینک می دیدند و در موقع مطالعه هم، هرگز عینک به چشم نمی زدند، می فرمودند:  من در بروجرد که بودم یک وقت در اثر مطالعه زیاد در چشمم احساس ضعف کردم و درد چشم گرفتم، در بروجرد مراسم مخصوصی روز عاشورا اجراء می گردد، بدین ترتیب که: در نقطه های مختلف شهر گِل درست می کنند و مردم خود را در آن روز با گِل از سر تا پا آغشته می کنند و دسته دسته به عنوان عزاداری حرکت می کنند، من هم یک روز عاشورا، در آن جمع بودم و به قصد استشفاء مقداری از گِل بدن یکی از افراد را گرفته و بر چشم خود مالیدم، چشمم خوب شد از آن تاریخ درد چشم بر من عارض نشده است، ولی تا زمانی که زنده هستم راضی نیستم این موضوع بازگو شود.

 

نظر دهيد