دو بیتی های عاشورایی

Image result for ‫مسلم‬‎

شب اول:

کوفه اسیر کیسه گرفتار هیس ها

رونق گرفته کاسبی کاسه لیس ها

آهنگری سه تیر سه شعبه فروخته

خنجر به دست بیعت نامه نویس ها

.

*************************

.

پیکر پیکی غریب انگار حرفی میزند

کشته بی یاوری با یار حرفی می زند

گوش کن آهسته نجوا می کند ” آقا نیا”

از وقار زینب و بازار حرفی میزند

Image result for ‫ورودیه‬‎.

شب دوم :

برای بال شکسته نگاهتان بال است

تمام دل خوشی ام روضه های امسال است

رسید قافله و غصهء  رباب آب و …

هراس و دلهره ء خواهری ز گودال است

.

******************************

.

مقدس ترین بیرق آسمان پرچم یا حسین

و حر میشود شمر دون با کمی مرحم یا حسین

محرم رسید و حسینیه ها کربلا می شود

مسیحا نفس می کند هیاتی را دم یا حسین

.

Image result for ‫رقیه‬‎

شب سوم:

کاش جای سر او فرق سرم سوخته بود

و به جایجگرش بال و پرم سوخته بود

کاش میمردم و یک لحظه نمیدیدم که

صورت غرق به خون پدرم سوخته بود

.

**********************

.

هر دختری ز اخم گران گریه می کند

گاهی بدون زخم زبان گریه می کند

با این سه سال زجر حرامی چه کرده است

با گریه اش زمین و زمان گریه می کند

Image result for ‫طفلان زینب‬‎

.

شب چهارم:

تا که راضی کند برادر را ، قسم و اشک و نامه آورده

وقت تقدیم هدیه ها زینب ، ترمه پیچیده سرمه آورده

بغض خود خورد و در حرم ماند و گریه مادرانه ، نه هرگز

تا برادر دو اربا اربا را تک و تنها به خیمه آورده

.

*************************

.

صدای ناله شا ن را شنید و گریه نکرد

هجوم نیزه دو پهلو درید و گریه نکرد

و آه مادرانه خود را چه سخت پنهان گرد

عدو ز هر دو گلش سر برید و گریه نکرد

Image result for ‫عبدالله بن الحسن‬‎

.

شب پنجم:

گودی گودال پر شد زیر گام نیزه ها

یک حسین و یک حسن در ازدحام نیزه هاپ

یکر طفل و تن ارباب له شد زیر سم

زخم ها شد پاره تر با انتقام نیزه ها

.

********************

.

می دود تا قلب دشمن بی خیال تیر و سنگ

دست و پاگیر عمو شد بین آن گودال تنگ

نعل ها بوی حسن می آورد از قتلگاه

چکمه ها بوی حسین آورده از میدان جنگ

.Image result for ‫قاسم بن الحسن‬‎

شب ششم :

آمده پور حسن اهل جمل میریزند

بر سر شیر جوان مثل اجل میریزند

تن پاشیده قاسم چه به هم ریخته بود

نیزه ها بر دهنش جام عسل میریزند

.

**********************

.

پور حسن پدر و مادرش حسین

ذکر رجز حسن نفس آخرش حسین

لشگر گذشت از آن تن پاشیده و نشست

سمت سرش حسن طرف پیکرش حسین

.Image result for ‫علی اصغر‬‎

شب هفتم:

میدهم هستی خود را میبرد آقای من

از رباب این سهم کم را می خرد آقای من

من ک میدانم سه شعبه حنجرش را میدرد

لااقل یک تیر کمتر می خورد آقای من .

.

*************************

.

باب الحوائجی که فقط یک علم نداشت

از فرط تشنگی رمق گریه هم نداشت

ششم اه پر کشید واگر قد کشیده بود

الحق ز ماه علقمه یک ذره کم نداشت

Image result for ‫علی اکبر‬‎

شب هشتم:

تشنه می جنگید و جنگش جنگ پیغمبر شده

صورت خشکید هاش با خون فرقش تر شده

پارگی ها را هجوم دشنه ها پر کرده اند

زیر پای نیزه ها حجم تنش کمتر شده

.

***************************

.

ز آسمان پدر ناگهان ستون افتاد

کویر پر ترکی در فرات خون افتاد

تمام وسعت صحرا ز پیکری پر شد

که تکه های تنش ار عبا برون افتاد

Image result for ‫عباس‬‎

شب نهم:

آسمان دست قمر داشت که بالا مانده

با دوستان قلم عرش معلا مانده

قمر افتاد زمین علقمه شد غرق قمر

چه کند با قمرش …. حضرت مولا مانده

.

************************

.

تشنه ای کز آب دریا تشنه خارج می شود

صاحب بالاترین سطح مدارج می شود

آنکه چشمش را سپر کرده برای مشک آب

تا قیامت حضرت باب الحوائج می شود

Image result for ‫حسین‬‎.

شب دهم:

یوسف آل علی در ته چاه افتاده

شمر ملعون سوی گودال به را ه افتاده

هر کسی سهم خودش را زبدن میدزدد

چشم یک گرگ ب هانگشتر شاه افتاده

.

************************

.

چو دست لشگر باطل به حرف حق افتاد

تمام باطن قرآن ورق ورق افتاد

تما مهستی زینب میان گودال است

غریب آل عبا کم کم از رمق افتاد

.

.

******

سیدهانی

******

 

نظر دهيد