فاتح کوفه و شام

Image result for ‫زین العابدین‬‎

بعد از آن واقعۀ سرخ ، بلا سهم تو شد

پیکر سوختۀ کرب و بلا ، سهم تو شد

.

بعد از آن واقعه ، هفتاد و دو آیینه شکست

ناگهان ، داغ دل آینه ها سهم تو شد

.

بعد از آن واقعه ، آشوب قیامت برخاست

بر سر نیزه ، سر  خون خدا ، سهم تو شد

.

بعد از آن واقعه ، خون جوش زد از چشمانت

خطبه ی اشک برای شهدا ، سهم تو شد

.

بعد از آن واقعه ، در هرولۀ آتش و خون

در شب خوف و خطر ، خطبۀ « لا » سهم تو شد

.

بعد از آن واقعه ، در فصل شبیخون ستم

خوردن زخم ، ز شمشیر جفا سهم تو شد

.

خیمۀ نور تو در فتنۀ شب سوخت ، ولی

کس نپرسید که این ظلم ، چرا سهم تو شد ؟

.

بعد از آن واقعه، ای زینت سجادۀ عشق !

از دلت آینه جوشید، دعا ، سهم تو شد

.

بعد از آن واقعه، ای کاش که می مُردم من

مصلحت نیست بگویم، که چه ها سهم تو شد

.

بعد از آن واقعۀ سرخ ، حقیقت گل کرد

کربلا در تو درخشید ، خدا سهم تو شد

رضا اسماعیلی

Image result for ‫زین العابدین‬‎

مثل من هیچکس در این عالم وسط شعله‌ها امام نشد

در شروع امامتش چون من اینقدر دورش ازدحام نشد

.

لشکری از مغیره می‌آمد، خیمه‌ غارت شد و در آتش ‌سوخت

غیر زهرا به هیچ معصومی اینقدر گرم احترام نشد

.

روضه از این شدیدتر هم هست؟ لحظه‌ای که حسین یاری خواست

و علی بود اسم من اما خواستم پا شوم ز جام، … نشد

.

به لب تشنه علی اصغر به لب تیز ذوالفقار قسم

تا به امروز هیچ شمشیری اینقدر تشنه در نیام نشد

.

رفتن شاهزاده‌ای چون من به اسیری به یک طرف اما

در سفر اینقدر غل و زنجیر گردن بنده و غلام نشد

.

آهِ زینب و صیحه‌ی شلاق تا شنیدم، … از اسب با زنجیر

خویش را بر زمین زدم اما باز هم آن صدا تمام نشد

.

آه زینب کجا و بزم یزید، او کجا و جواب ابن زیاد

باز هم صد هزار مرتبه شکر اینکه با شمر همکلام نشد

.

این چهل سال گریه ام شاید از همان روز اربعین باشد

هر قدر عمه سعی کرد صبور به حسینش کند سلام نشد

.

دیدم از زیر چادرش زینب گفت طوری که نشنود عباس

رنجها دیده‌ام حسین! اما هیچ جایی شبیه شام نشد

.

من سجاد اینقدر خواندم در مدینه نماز و هیچکدام

آخرش مثل آن نمازی که عمه‌ام خواند بی قیام نشد

قاسم صرافان

Image result for ‫زین العابدین‬‎

به لب آه و به دل خون و به رخ اشک بصر دارم

شدم چون شمع سوزان آب و آتش بر جگر دارم

.

دلم خون شد، نخندید ای زنان شام بر اشکم

که هم داغ برادر دیده، هم داغ پدر دارم

.

کند اختر فشانی آسمان دیده ام دائم

که بر بالای نیزه هیجده قرص قمر دارم

.

عدو دست مرا بست و اسیرم برد در کوفه

نشد تا نعش بابم را ز روی خاک بردارم

.

تمام عمر هر جا آب بینم اشک می ریزم

من از لب های خشک یوسف زهرا خبر دارم

.

از آن روزی که ثار الله را کشتند لب تشنه

به یاد کام خشکش لحظه لحظه چشم تر دارم

.

مسافر کس چو من نَبوَد که همراهِ سرِ بابا

چهل منزل به روی ناقه ی عریان سفر دارم

.

از آن روزی که بالا رفت دود از آشیان ما

دلی از خیمه های سوخته سوزنده تر دارم

.

همه از آب رفع تشنگی کردند غیر از من

که هرجا آب نوشم بیشتر در دل شرر دارم

.

اگر چشمت به آب افتاد “میثم” گریه کن بر من

که آتش در دل و جان بر لب و خون در بصر دارم

غلامرضا سازگار

Image result for ‫امام سجاد‬‎

نظر دهيد