کوفه تا شام بلا

Image result for ‫مسیر کوفه تا شام‬‎

خدا کند زِ لبت یک سلام هم باشد

و سایه‌ات به سرم مستدام هم باشد

.

بریز گیسویِ خود را به شانه‌های نسیم

که خوشتر است که ماهم تمام هم باشد

.

کم است اینهمه دشنام‌های طولانی

که کوچه کوچه نگاهِ حرام هم باشد

.

گذشتن از گذرِ تنگِ کوچه‌ها سخت است

و سخت تر که در آن ازدحام هم باشد

.

فقط نه اینکه پُر از آشناست هر طرفم

کنیزِ خانه‌ی‌مان رویِ بام هم باشد

.

شبِ گذشته یتیمت به ضربِ زجر آمد

 بلورِ خورده تَرَک بی دوام هم باشد

.

چه حال می‌شوی آن لحظه‌ای که تنهایی

اگر که با تو سنان هم کلام هم باشد

.

خدا کند سرِ طفلت نیفتد از نیزه

خدا کند که سرش تا به شام هم باشد

.

لباس کهنه‌ی خود را برایم آوردند

میان کوفه کمی احترام هم باشد

.

دلم خوش است که با نیزه‌ی تو می آیم

اگرچه فاصله ام یک دو گام هم باشد 

حسن لطفی

Image result for ‫کاروان زینب‬‎

داشتم انتظار از نیزه

انتظارِ شکار از نیزه

.

تا که زینب برای پیکر تو

ساخت سنگ مزار از نیزه

.

تا سرت را به نیزه می کوبند

می رود اختیار از نیزه

.

از تو پیکر، بریدنش با تیغ

از تو گردن، فشار از نیزه

.

زخم شد سر گشوده از شمشیر

بعد هم بیشمار از نیزه

.

در تمام مسیر می ریزد

دانه های انار از نیزه

/

تا نیفتد به خاک، می ترسم؛

از سر،از نیزه دار،از نیزه

.

آه سبقت گرفته در این دشت

نیزه از خار، خار از نیزه

.

گفتنی نیست این که افتاده

سر تو چند بار از نیزه

مهدی رحیمی

Image result for ‫کاروان زینب‬‎

باور نمی کنم سرِ بازار بردنت

نامحرمان به مجلس اغیار بردنت

.

از سینه ی حسین، تو را چکمه ای گرفت

از کربلا به کوفه، به اجبار بردنت

.

پایِ سفر نداشتی ای داغدار درد

با یک سرِ بریده به اصرار بردنت

.

پهلو کبود! گریه کنان تازیانه ها

با خاطراتی از در و دیوار بردنت

.

فهمیده بود شمر، غرورت شکسته است

از سمتِ قتلگاهِ علمدار بردنت

.

.تو از تمام کوفه طلبکار بودی و…

در کوچه هاش مثلِ بدهکار بردنت

وحید قاسمی

Image result for ‫کاروان زینب‬‎

نظر دهيد