به یاد شهدای غواص

Image result for ‫کربلای چهار‬‎

کربلای چهار غرق خون

درجنگ تحمیلی عملیاتهای زیادی انجام شد که اکثر قریب به اتفاق آنها به قسمت اعظم نتایج پیش بینی شده خود دست یافتند، اما در این میان کربلای چهار یک استثناست.

عملیات کربلای ۴ هیچ گاه مظلومیت و شجاعت رزمندگان را فراموش نمی کند. عملیاتی که رادارهای آمریکائی به جبران قضیه مک فارلین، تمام جزئیات عملیات را به عراقی ها داده بودند. رمز عملیات یا محمد(ص) بود که ساعت ۲۲:۴۵ روز سوم دیماه سال ۶۵ اعلام شد. مظلومیت شهدای عملیات کربلای چهار تداعی کننده غربت و مظلومیت اباعبدالله الحسین (ع) و یاران باوفایش در روز عاشورا است.

عملیات کربلای ۴ در ۵ دی ماه ۶۵ انجام شد، عملیاتی که لو رفتن آن حوادث تلخی را رقم زد و مظلومیت‌هایی که توسط نویسندگان روایت شد.
 
 عملیات “کربلای ۴” عملیاتی در زمان دفاع مقدس است؛ عملیاتی که با رمز “محمد رسول الله” در محور “ابوالخصیب” به صورت گسترده در تاریخ ۵ دی ۱۳۶۵ به فرماندهی سپاه انجام شد؛ اما  لو رفتن این عملیات باعث رخ دادن حوادث تلخی شد.

از نتایج تلخ این عملیات شهادت غواصانی بود که چندی پیش بدنشان با دست بسته بر شانه های مردم تشییع شد .

Image result for ‫کربلای چهار‬‎

 سرلشکر رحیم صفوی: 
عملیات کربلای ۴ توسط یک خائن پناهنده شده لو رفت.سرعت عملیات به نحوی بود که لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله(ص) فقط دو ساعت بعد از آغاز عملیات توانست از کانال پرورش ماهی عبور کند. در واقع عملیات بگونه‌ای انجام شد که در دو روز نخست عراقی‌ها متوجه حمله نیروهای ایرانی نشدند.

این عملیات در شرایط بسیار پیچیده سیاسی نظامی داخلی و بین‌المللی، انجام شد. در سال ۱۳۶۵ محور تبلیغاتی در کشور بر این بود که عملیات سرنوشت ‌سازی قرار است انجام شود، از همین رو کشور خود را برای یک عملیات بزرگ آماده می‌کرد. اما پس از چند ماه کار و برنامه‌ریزی، اجرای عملیاتی با نام کربلای ۴ به دلیل لو رفتن توسط فرد خبیثی که بعدها پناه شد، با شکست مواجه شد.

برای این عملیات ۳۰ هزار پاسدار رسمی به جنوب اعزام شده بودند. عملیات کربلای ۴ در همان نیم روز مجبور به توقف شد. زیرا بررسی ما در همان چند ساعت شروع عملیات نشان داد که نیروهای عراقی به تمام محورهای مورد نظر عملیاتی ما آگاهی کاملی داشتند. بعد از این مساله تصمیم به اجرای عملیات جدید در کنار شرق بصره گرفته شد. انجام این عملیات از نظر سیاسی و شرایط خاص آن زمان بسیار حیاتی و مهم بود و براین اساس تجهیزات زیادی برای آن فراهم شد.

با توجه به نتایج عملیات کربلای ۴ و شرایط خاص آن زمان، طی ۱۵ روز عملیات کربلای ۵ طرح‌ریزی شد و در ساعت یک و ۳۰ دقیقه بامداد ۱۹ دیماه ۱۳۶۵ در حالی که فرماندهان عراقی در مرخصی بسر می‌بردند، در یک غافلگیری استرتژیکی از منطقه‌ای که به هیچ عنوان دشمن تصور حمله از آن نقطه را نداشت، این عملیات شروع شد.

دشمن در آن زمان به هیچ عنوان تصور نمی‌کرد که بعد از شکست عملیات کربلای ۴ در طی ۱۵ روز عملیات دیگری با شرایط و ویژگی‌های خاص انجام شود. منطقه کانال پرورش ماهی، جایی بود که دشمن با کمک کارشناسان نظامی غربی مستحکمترین خطوط دفاعی را در شلمچه برای حفاظت از شهر بصره ایجاد و اعلام کرده بود که ایرانی‌ها به هیچ عنوان نمی‌توانند از این موانع عبور کنند.

سرعت عملیات بنحوی بود که لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله فقط دو ساعت بعد از آغاز عملیات توانست از این کانال عبور کند. در واقع عملیات بگونه‌ای انجام شد که در دو روز نخست عراقی‌ها متوجه حمله نیروهای ایرانی نشدند. سه قرارگاه کربلا، قدس و نجف با حدود ۲۷ یگان سپاه در این عملیات شرکت داشتند. شکستن خط شلمچه برای عراق غیرقابل تصور بود.

روز سوم عملیات، جانشین و وزیر دفاع صدام همراه با دو سوم ارتش عراق برای بازپس‌گیری مناطق تصرف شده توسط نیروهای ایرانی وارد منطقه شدند. عملیات با شدت ادامه داشت بطوری که در طی ۱۵ شبانه روز جنگی بسیار سخت در منطقه به وقوع پیوست، با این حال دشمن هرچه تلاش کرد نتوانست رزمندگان ایرانی را که با شجاعت و مقاومت، حماسه عاشورایی آفریدند، از مناطق تصرف شده، بیرون کند.

با وجود کمک‌های کارشناسان نظامی غربی به عراق، ضمن آنکه خطوط تلفن باسیم بصره شنود می‌شد، سخنان فرماندهان عراقی با تلفن‌های بی‌سیم برد بلند بین بصره و بغداد هم که رمزگذاری شده بود، به راحتی رمزگشایی و شنود می‌شد. در این عملیات، پشتیبانی نیروی هوای و سیستم پدافند هوایی و توپخانه ارتش نیز حضور بسیار فعالی داشتند بطوری که حجم عملیات و آتش توپخانه دو طرف به شدت سنگین بود.

Image result for ‫کربلای چهار‬‎

ای کاش من شهید نشوم!
جانباز سید جواد کافی یکی از غواصان گردان یاسین در عملیات کربلای ۴ است. از ۱۲۰نفری که در گردان یاسین بودند فقط ۴ نفر برگشتند که یکی هم این رزمنده نوجوان بود. آنها ۸ روز در میان نیزارهای جزیره ماهی مقاومت کردند و به طور معجزه آسایی زنده ماندند. سید جواد که در زمان عملیات ۱۶ سال بیشتر نداشت، خاطرات آن ۸ روز را این چنین بیان می کند.

قرار بود دو گردان نوح و یاسین از لشگر ۲۱ امام رضا به جزیره ماهی برویم و به عنوان خط شکن این جزیره را بگیریم تا بعد بچه ها با قایق بیایند و تا بصره پیشروی کنیم.

شب عملیات فرماندهان، ما را به دو صف کردند، حدود ۱۲۰ نفر غواص بودیم. قرار شد سه نفر سرشان بیرون از آب باشد تا بچه ها در مسیر گم نشوند.

ما از نهر خیم وارد رودخانه شدیم. آب رودخانه در حالت مد بود. من مسؤول دسته بودم و سرم از آب بیرون بود. آن قدر شدت آب زیاد بود که ما حتی یک «فین» ( کفش مخصوص غواصی) هم نزدیم.

تقریباً به نوک ماهی نزدیک شده بودیم که یک دفعه هواپیمای عراقی آمد و «فیدر» زد. ( فیدر منور هایی است که حدود یک ربع از ساعت در آسمان روشن است و مثل روز منطقه را روشن می کند) تا هواپیما «فیدر» زد، بچه ها به هم ریختند؛ چون انتظار چنین چیزی را نداشتیم.

زیر نور فیدر من همه جا را به خوبی می دیدم. یک چهار لول نوک جزیره ماهی گذاشته بودند که تیر رسام (تیرهایی که روشن است و وقتی به طرف شما می آید ما به خوبی آن را می بینی) به عمق آب شلیک می کرد. وحشتناک و غیرقابل پیش بینی در تله افتاده بودیم!

در همان حال از خدا درخواستی کردم که هنوز که هنوزه به خاطر آن درخواست می سوزم و خودم را نمی بخشم. در دل گفتم: خدایا ای کاش من شهید نشوم!

مرا اول به بیمارستان صحرایی، بعد به بیمارستان اهواز و در آخر یک ماه در بیمارستان اراک بستری کردند. وقتی برای مرخصی به خانه رفتم به کوچه مان (کوچه جوادیه در خیابان طبرسی) که رسیدم، با عصا داشتم به سمت خانه می رفتم که مادرم را دیدم. گفتم سلام علیکم. سرش را بالا کرد و یک نگاهی به من کرد و گفت سلام آقا و بعد رد شد. گفتم مادر منم، جواد. گفت ای جواد تویی!
مادرم مرا نشناخت.

Image result for ‫کربلای چهار‬‎

کوچه نقاش‌ها، ابوالفضل کاظمی

بدن عباس داغان شده بود. سر و دستش پیدا نبود. یک پلاستیک آوردم تکه های بدن عباس را جمع کردم و ریختم تو پلاستیک سرش را گره زدم و دادم دست بچه ها تا عقب ببرند. خاک و خون بود که خشکیده بود روی پیرهن ها؛ چشم ها سرخ بود از بی خوابی، از گریه، از فراق رفقا. جنازه ی رضا محمدی سه چهار روز بود که بغل کانال افتاده بود…هرجا را نگاه می کردم خون بود و خون…

سید ابوالفضل کاظمی از ناشناخته ترین رزمندگان و فرماندهان دفاع مقدس بود،  البته از این ناشناخته‌های بزرگ که دلاوران صحنه جنگ بودند، فراوان داریم، وقتی جنگ شروع شد، او تهران را به مقصد جبهه‌ها ترک کرد.

کتاب خواندنی “کوچه نقاش‌ها” روایت خاطرات کاظمی، ‌فرمانده گردان میثم در دوران جنگ تحمیلی از زبان خودش است؛ لحن ساده و بی‌پرایه کاظمی و به تعبیری ادبیات عامیانه او در کتاب سبب می‏شود مخاطب ارتباطی صمیمی با اثر برقرار کند.

کتاب در شانزده فصل و بر اساس تاریخ وقایع و مکان آن‌ها تدوین شده است. به دلیل تمرکز بر حوادث جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، رخدادهای انقلاب اسلامی در این اثر به صورت خلاصه آمده‌اند.

“کوچه نقاش‌ها” طی دو سال و براساس سه ماه مصاحبه تدوین شده است، لحن راوی در جای جای کتاب حفظ شده و راحله صبوری تلاش کرده در نوشتن خاطرات ابوالفضل کاظمی به واژه‌ها، تکیه کلام‌ها و اصطلاحات خاص وی وفادار باشد.

این کتاب در بخش هایی به عملیات کربلای ۴ پرداخته است به قول راوی کتاب ؛ هر جا را نگاه می کردم خون بود و خون …

Image result for ‫کربلای چهار‬‎
حماسه یاسین ؛ خاطرات سید محمد انجوی نژاد

خاطرات سید محمد انجوی نژاد از رزمندگان گردان یاسین، و گروهان قهار، که وظیفه غواصی را در ایام جنگ ایران و عراق داشتند که انجوی نژاد آن را به صورت خاطرات داستانی روایی در ۹۹ صفحه نوشته است.

کتاب حاضر، خاطرات است از رازها، شب زنده داریها، عملیات کربلای ۴، همرزمان گردان نوح، گروهان ستار، اسماعیل قاآنانی، فرماندهان لشکر ۲۱ امام رضا (ع)، مخلصین جبهه های جنگ گردان یاسین، شهید امیر نظری، معاون گردان یاسین و معاون تخریب لشکر ۲۱ امام رضا (ع)، شهید خلیل محدثی فرمانده گردان یاسین که بیشتر خاطرات بر اساس این بزرگان و حوادث گردانها و شهادت شهیدان گردانها، می چرخد.

حرکت از مشهد مقدس، حرکت به سمت اهواز، پیوستن به لشکر تخریب ۲۱ امام رضا، آشنایی با گردانهای نظیر نوح، ستار، یاسین، شرکت در عملیات کربلای ۴، شهادت هم رزمان و عزیزان که از دوران دبستان با هم بوده اند، مانند شهید شیبانی، نحوه شهادت، شوخیهای شهادت گونه شهیدان در هنگام ادامه شدن برای رحل سفر، رو به رو شدن با نیروهای عراقی، پیروزی پس از جنگ، تمرین غواصی، جنگهای دریایی غواصی از اهم مطالب کتاب حاضر است.

کتاب تقدیم شده است به همه شهدای غواص و خانواده های شهدای گردان یاسین. در کتاب همواره از دو شهید علی شیبانی و سید هادی مشتاقیان یاد می کند که بیشتر حوادث کتاب دور و بر او و دوستانش می گردد. کتاب حائز رتبه اول کتاب دفاع مقدس، ادبیات دفاع مقدس و جشنواره ایثار، ادب و پایداری ۱۳۷۹ گردیده است.

Image result for ‫کربلای چهار‬‎

سفر به گرای ۲۷۰ درجه اثر احمد دهقان

وقتی دشت لخت و عریان را که در تاریکی فرو رفته می بینم وهم برم می دارد. بی اختیار بر می گردم و به پشت نگاه می کنم. تقی است و علی و ستونی که از زیر خاکریز بر می خیزد و به این سو می آید. یکهو در دل احساس کوچکی می کنم.همه چیز در وجودم به هم می پاشد ذره ای هستم که اگر این بند اتصال قطع شود هیچ چیز ندارم هیچ چیز.

ناصر دانش آموزی دبیرستانی است که در وسط امتحانات نامه ای از دوستان رزمنده قدیمی اش دریافت می کند مبنی بر اینکه عملیات نزدیک است و بهتر است به جبهه بازگردد، او نیز امتحانات را نیمه رها کرده و به جنوب می رود تا در عملیات کربلای ۴ و ۵ شرکت کند. کتاب از زبان اول شخص شرح یکی از عملیات های جنگ و حال و هوای قبل، حین و بعد از عملیات است.

نویسنده در این اثر قصد ندارد با بیان صحنه های جنگ و نشان دادن مرگ عزیزان به همذا ت پنداری و برانگیختن احساس مخاطب مبادرت کند. اثری از تقدس مآبی افراطی در رمان «سفر به گرای ۲۷۰ درجه » به چشم نمی خورد.

همین بیان شفاف واقعیت هاست که باعث می شود حتی یک خواننده غیر ایرانی نیز با رمان ارتباط برقرار کند. نویسنده سعی کرده تا حدودی از برخی شعارزدگی ها دور شود و بیشتر به واقعیات موجود در جنگ بپردازد. شاید به همین خاطر باشد که با گذشت بیش از یک دهه از نوشتن این اثر همچنان برای مخاطب، حتی خواننده جوان و جنگندیده، زنده و قابل درک است. از دیگر نکات مثبت «سفر به گرای ۲۷۰ درجه » این است که حوادث در این رمان با ریتمی هماهنگ کنار هم قرارمی گیرند و در طرح داستان برخلاف برخی از آثار جنگی، رابطه علی و معلولی به درستی رعایت شده است.

Image result for ‫شهدای غواص‬‎Image result for ‫شهدای غواص‬‎

 

نظر دهيد