من رای میدهم


Image result for ‫من رای میدهم‬‎انتخابات بعنوان مهمترین عرصه حضور مردم در صحنه تصمیم گیری برای تعیین سرنوشت خویش در جوامع مردم سالار شناخته می‌شود، در نتیجه، انتخاب نامزدهای مورد نیاز برای تصدی مسئولیت‌ها اهمیتی معادل تعیین آینده یک نظام و مملکت را دارد.

در فقه امامیه تعیین سرنوشت مردم به دست خویش بعنوان یک اصل مسلم و غیر قابل خدشه پذیرفته شده است. در واقع مردم مختارند تا با اراده ی خویش و با تشخیص مصالح و مفاسد خود حاکمان جامعه را تعیین کنند و اموراتشان را اداره نمایند.

این امر در صدر اسلام و در زمان ائمه معصومین (علیهم السلام) و در طول دوران حاکمیت خلفای بنی امیه و بنی عباس و حتی بعد از آن، در بیعت مردم با خلفا متجلی می شد.

همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری یک عالم دینی و با به رأیِ عمومی گذاشتنِ مدل حاکمیتی نظام، این اراده ی مردمی به شکل جدیدی و در قالب رفراندوم متبلور گشت.

شکل گیری جمهوری اسلامی که نظامی مبتنی بر مردم سالاری دینی است، نمایانگر اهمیت اراده و تصمیم مردمانِ این سرزمین در تعیین سرنوشت خویش است. لذا از آن به بعد بطور متوسط هر ساله یک انتخابات برای تعیین رئیس جمهور، نمایندگان مجلس خبرگان رهبری، نمایندگان مجلس شورای اسلامی، شورای های اسلامی شهر و روستا و … برگزار گردیده است.

اما مسئله مورد اختلاف این است که آیا رأی دادن و شرکت در انتخابات حق مردم است یا تکلیف آنان؟ و این در حالی است که در مفهوم حق «اختیار» و در مفهوم تکلیف «الزام و اجبار» نهفته است.
اگر رأی دادن و شرکت در انتخابات حق مردم باشد، فرد می تواند از این حق خویش صرف نظر کند و رأی ندهد و در مقابل اگر رأی دادن تکلیف باشد، همه واجدین شرایط، مکلف و موظف به دادن رأی می باشند و نتیجتاً نمی توانند از آن سرپیچی کنند.

در هر نظامی میزان اراده و نقش مردم در تعیین سرنوشت خویش و اختیار انتخاب حکمرانان متفاوت است. این تفاوت که غالباً از نوع جهان بینی مادی یا الهیِ حاکمیت ها و طرز نگرش آنها نسبت به انسان و طبیعت نشأت می گیرد، موجب بروز اختلاف دیدگاه نسبت به حق یا تکلیف بودن حضور در انتخابات و شرکت در رأی گیری می شود. طبعاً نظام جمهوری اسلامی ایران که بر مبنای حاکمیت خدا و دین شکل گرفته است نیز چارچوب های نظری و عملی خاص خود را که منطبق با ارزشها و هنجارهای مورد پذیرش اجتماع است، را دارد.

در اندیشه فقهای شیعه میان حقوق و تکالیف اجتماعی همواره تلازم وجود دارد. در حیات اجتماعی که قلمرو آن وسیع تر از زندگی فردی است، حقوق فردی افراد در اجتماع مبدل به حقوق اجتماعی می گردد و تعامل افراد در آن افزون بر حقوق فردی حقوق دیگری را ایجاد می کند. لازم حفظ کرامت انسانی، رعایت حقوق افراد در اجتماع بشری و تعهد سپاری در عدم تخطی از آن است.

بنابراین نمی توان ملتزم شد که در جامعه همه دارای حقوق باشند؛ اما افراد حاضر در آن ملزم به رعایت حقوق یکدیگر نباشند. اثبات هرگونه حقی برای فرد در جامعه برای دیگران تکلیفی ایجاد می کند. حضرت علی (ع) در تبیین این حق چنین می فرمایند:

ثُمَّ جَعَلَ سُبْحَانَهُ مِنْ حُقُوقِهِ حُقُوقاً افْتَرَضَهَا لِبَعْضِ النَّاسِ عَلَى بَعْضٍ فَجَعَلَهَا تَتَکَافَأُ فِی وُجُوهِهَا وَ یُوجِبُ بَعْضُهَا بَعْضاً وَ لَا یُسْتَوْجَبُ بَعْضُهَا إِلَّا بِبَعْضٍ. ؛ پس، خداى سبحان برخى از حقوق خود را براى بعضى از مردم واجب کرد، و آن حقوق را در برابر هم گذاشت، که برخى از حقوق برخى دیگر را واجب گرداند، و حقّى بر کسى واجب نمى‏شود مگر همانند آن را انجام دهد.

در واقع، هرچند انسان از لحاظ تکوینی در انتخاب توحید و شرک یا خیر و شر آزاد آفریده شده ولی به لحاظ تشریعی این گونه وضعیتی ندارد. انسان نمی تواند در برابر قانون گذاری و تشریع الهی به آزادی تکوینی خویش استناد کند بلکه مکلف بودن وی بر انجام فرایض و قوانین دینی ریشه در حق انسانی او دارد. دین مداری و مکلف بودن وی بر انجام فرایض و قوانین دینی ریشه در حق انسانی او دارد.
در قضیه انتخابات و رأی در حکومت اسلامی همین معنا را می توان یافت یعنی رأی هم حق است چون تعیین سرنوشت مردم را به خود مردم داده است و هم رأی دادن تکلیف می باشد. این تکلیف به این خاطر است که مردم با پذیرفتن اسلام به عنوان دین و مکتب مکلف می باشند که در تشکیل استمرار و رفع مشکلات نظام مطلوب اسلامی شرکت و تلاش کنند. آنان بر اساس اصول مربوط به امر به معروف و نهی از منکر تعاون اصلاح امور جامعه سبقت در خیر و نیکوکاری تبلیغ دین قطع ماده فساد و … در این تکلیف مداخله و مشارکت دارند. در قوانین جمهوری اسلامی ضمانت اجرای خاصی برای مکلف کردن مردم به شرکت در انتخابات و دادن رأی در نظر گرفته نشده ولی مذهب و معنویت می تواند ضمانت اجرایی خوبی در این رابطه باشد زیرا هنگامی که ولی فقیه و مراجع دینی شرکت در انتخابات را وظیفه شرعی و تکلیف دینی معرفی می کنند، مسلماً یک مسلمان به راحتی از آن سرپیچی نمی کند.

حضرت امام خمینی (ره) بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی ایران، بارها ضمن تأکید بر تکلیف بودن شرکت در انتخابات، نتیجه¬ی حضور مردم را حفظ نظام جمهوری اسلامی از تهدید¬های دشمنان دانسته اند و با توجه به اینکه حفظ نظام اسلامی نیز طبق دیدگاه ایشان از اوجب واجبات است در نتیجه می¬توان دریافت که حضور در انتخابات و شرکت در آن نه تنها یک وظیفه اجتماعی است بلکه از واجبات دینی و شرعی نیز به حساب می آید.

در زیر بخشی از فرمایشات امام راحل در این زمینه می‌آید:

-امروز شرکت در انتخابات ریاست جمهور نه فقط یک وظیفه اجتماعى و ملى است، بلکه یک وظیفه شرعى اسلامى و الهى است که شکست در آن، شکست جمهورى اسلامى است، که حفظ آن بر جمیع مردم از بزرگترین واجبات و فرایض است و وسوسه در آن از شیطان بلکه عمال شیطان بزرگ است.

-انتخابات سرنوشت حتى شمایى که در آنجا هستید را تعیین مى‏کند. یک امرى که سرنوشت آحاد ملت در دست اوست، وظیفه آحاد ملت است که در آن دخالت کند، مربوط به یک قشرى، دون قشرى نیست، همه باید در این دخالت بکنند.

-مردم هم خودشان مکلفند به اینکه هم شرکت کنند در انتخابات. نروند کنار، تکلیف است، حفظ اسلام است، رفتن کنار خلاف تکلیف است، خلاف مصالح اسلام است.

-به یارى خداوند متعال، ملت شریف ایران با حضور گسترده خود انتخابات را در موعد مقرر و با قدرت و قاطعیت برگزار مى‏کنند؛ و مطمئناً در زیر موشک و بمب هم اگر قرار بگیرند، به پاى صندوقها مى‏روند و به تکلیف شرعى و الهى خود عمل خواهند نمود.

Image result for ‫من رای میدهم‬‎

رهبر حکیم انقلاب اسلامی، حضرت آیت الله خامنه‌ای (مدظله العالی) نیز همچون بنیانگذار انقلاب اسلامی بر ارتباط و تلازم حق و تکلیف شرکت در انتخابات تأکید ورزیده و اهمیت آن را از دو جهت ذکر کرده اند:

جهت اول: نا امید شدن دشمنان از طراحی ها و خنثی شدن توطئه های آنان . در نتیجه حفظ نظام اسلامی، که از این جهت حضور یک تکلیف تلقی می شود؛
جهت دوم: مردم با انتخاب صحیح و آزادانه، قانون‏گذارانشان را در قوّه‏ى مقنّنه معیّن کنند و مجریان خودشان را با ترتیبى که در قانون معیّن شده است، معیّن کنند و لذا از این جهت، حق افراد به حساب می‌آید.

انتخابات‏ دوره‏‌ى پنجم در پیش است و مردم باید شرکت کنند. وظیفه و تکلیف‏ شرعى است.

ما گفتیم، بازهم تکرار مى‏کنیم: شرکت و حضور در انتخابات براى مردم، هم یک فریضه‏ى سیاسى است، هم یک فریضه‏‌ى دینى است. این مثل این است که یک انسانى بدن خودش را با ویتامین و با غذاهاى مقوى تقویت کند؛ وقتى بدن تقویت شد، میکروبها دیگر نمى‏توانند در او نفوذ کنند؛ دشمنى هم اگر حمله کرد، مى‏تواند از خودش دفاع کند. این، مهم‏ترین مسئله در باب انتخابات است؛ یعنى حضور مردم.

مردم هم بایستى بگردند و در همین فرصتى که تا انتخابات باقى است، به‏عنوان یک وظیفه شرعى و اخلاقى، نامزدهایى را پیدا کنند که وقتى در محضر خدا از آن‏ها سؤال مى‏شود که چرا تو این آقا یا این خانم را به قوه مقنّنه فرستادى، بتواند جواب بدهد و بگوید براى این مصلحت. انتخابات، وظیفه است. انتخابات، یک کار بزرگ و یک اقدام شرعى و یک اقدام خدایى است؛ بگردید آدم‏هاى مناسب را براى این کار مهم پیدا کنید.

ملت عزیز ایران، انتخابات‏ را باید اوّلًا به عنوان یک تکلیف‏ الهى و یک تکلیف‏ اسلامى محاسبه کند کسانى هم که به مسائل دینى توجه نداشته باشند، باید به چشم یک تکلیف‏ وجدانى و ملّى به آن نگاه کنند .
هم حق و هم تکلیف‏ مردم است که بیایند و سرنوشت کشورشان را به‏دست خودشان معیّن کنند؛ زیرا که کشور متعلّق به مردم است. مردم باید بیایند و با انتخاب صحیح و آزادانه، قانون‏گذارانشان را در قوّه‏ى مقنّنه معیّن کنند؛ مجریان خودشان را با ترتیبى که در قانون معیّن شده است، معیّن کنند. این حقّ مردم است و متعلّق به آن‏هاست؛ اما تکلیف‏ هم هست. این‏طور نیست که یکى بگوید من نمى‏خواهم از این حقّم استفاده کنم؛ نه، سرنوشت نظام بسته‏ى به احقاق و استنقاذ این حقّ است؛ این تکلیف‏ است؛ باید همه شرکت کنند. نظام جمهورى اسلامى توانسته است این حق را در اختیار مردم بگذارد؛ اما در گذشته ما این حق را نداشتیم. در نظامهاى گذشته، مردم از استفاده از چنین حقّى محروم بودند. نظام جمهورى اسلامى این حق را داده است.

انتخابات، مظهر حضور مردم است. انتخابات، هم حقّ مردم و هم وظیفه‏ى آن‏هاست. حقّ مردم است؛ براى اینکه بیایند و مدیر اجرایى کشور را انتخاب کنند. تکلیف‏ مردم است؛ چون با حضور شما، نظام تقویت پیدا مى‏کند؛ اسلام عزیز مى‏شود؛ حاکمیت اسلام در دنیا سرافراز مى‏گردد و توطئه‏ى دشمن- که اسلام را به جدایى از آراء مردم متّهم مى‏کند- باطل مى‏شود. حضور شما مى‏تواند دفاع از اسلام و کشور و انقلاب محسوب شود.

مبناى مردم‏سالارى دینى با مبناى دمکراسى غربى متفاوت است. مردم‏سالارى دینى- که مبناى انتخابات‏ ماست و برخاسته‏ى از حق و تکلیف‏ الهىِ انسان است- صرفاً یک قرارداد نیست. همه‏ى انسان‏ها حق انتخاب و حق تعیین سرنوشت دارند؛ این است که انتخابات را در کشور و نظام جمهورى اسلامى معنا مى‏کند. این، بسیار پیشرفته‏تر و معنادارتر و ریشه‏دارتر از چیزى است که امروز در لیبرال دمکراسى غربى وجود دارد؛ این از افتخارات ماست؛ این را باید حفظ کرد.

Image result for ‫من رای میدهم‬‎

نتیجه گیری

بنابراین نمی توان ملتزم شد که در جامعه همه دارای حقوق باشند؛ اما افراد حاضر در آن ملزم به رعایت حقوق یکدیگر نباشند. اثبات هرگونه حقی برای فرد در جامعه برای دیگران تکلیفی ایجاد می کند.
بر همین مبنا ضمن تأکید بر حق افراد برای شرکت در انتخابات باید گفت که اگرچه رأی دادن برای تک تک افراد بعنوان حقی شمرده می شود، اما با در نظر گرفتن جایگاه افراد در یک نظام اسلامی، حضور در انتخابات به لحاظ ارتباط این حق با حقوق دیگران و نیز از جهت حفظ نظلم اسلامی از خطرات و تهدیدات، در عین یک تکلیف و وظیفه نیز قلمداد می شود.

نظر دهيد