استاد فاطمی نیا

پنج حکایت ناب از استاد فاطمی نیا

۱-درد دل علامه امینی

یک سخنی از علامه امینی نقل کردند، خیلی منقلب شدم.
ما یک «الغدیر» می شنویم و خیلی گذرا عبور میکنیم. یازده جلد چاپ شده و یازده جلدش چاپ نشده است.
بیست و دو جلد کتاب تحقیقی! خدا می داند که این مرد در راه نوشتن این کتاب، فانی شد! چه زحمت های طاقت فرسا!
می گویند بعد از نوشتن الغدیر گفته بود: «روز قیامت با دشمنان امیرالمؤمنین مخاصمه خواهم کرد! همان طور که آنها وقت آقا را گرفتند، وقت مرا هم گرفتند؛ و گرنه من میخواستم معارف امیرالمؤمنین را گسترش بدهم؛ اینها آمدند مرا وادار کردند که من در اثبات امامتش کتاب بنویسم!»
وقتی می گویند: اول مظلوم عالم؛ بی جهت نیست! حضرت چقدر مظلوم باشد که بعد از قرنها، تازه در اثبات امامتش کتاب بنویسند!

۲-راه کمال

در زمان قاجار، تهران بهترین حوزه عرفان نظری و معقول بوده … ملا عبدالله زنوزی و پسرش آقا علی زنوزی معروف به آقا علیم حکیم، در مدرسه مروی تهران تدریس میکردند، آقا میرزا محمدحسن کرمانشاهی بوده؛ آقا محمدرضا قمشه ای بوده که از همه بالاتر بوده، اهل معرفت و حال بوده و میگویند طی الارض هم داشته است.
آقا میرزا هاشم اشکوری که نابغه ای در عرفان نظری بوده است، شاگرد ایشان است.
کتاب مفتاح الانس فنّاری که یک کتاب عرفان نظری است؛ در آن از غامض ترین مسائل عرفانی بحث میشود.
در این کتاب یک حواشی وجود دارد؛ در انتهای حواشی نوشته:
هاشممقصود آمیرزا هاشم اشکوری است.
آیت الله آمیرزا احمد آشتیانی شاگرد بلافصل آمیرزا هاشم بوده است. اینها بزرگانی بوده اند که زمانه از آوردن اینها عقیم است!
علمای تهران و بزرگان، وقتی به حضور آمیرزا احمد می رسیدند دستش که سهل است، می خواستند پایش را ببوسند!
ایشان فیلسوف، مجتهد، عارف و جامع همه علوم و فنون اسلام و نمونه ای از زهد و تقوی و پاکی بود؛ تمام زندگی اش کرامت بود!
روزی شخصی در مجلسی از آیت الله میرزا احمد آشتیانی میپرسد:
آیا در این زمان، راه سلمان شدن باز است؟! (این سوال بسیار سوال مهمی است، یعنی آیا راه کمال در این عصر برای افراد مفتوح است، آیا میشود به مقام معرفت کامل و درجات سلمان هم رسید؟!)
ایشان سکوت و تأمل پرمعنایی نمودند، سپس فرمودند: بلی راه سلمان شدن، باز است.
و این فرمایش ایشان، که از روی حقیقت و متن واقعی سخن میگوید، بشارت بسیار بزرگی است برای همه جوان ها، برای همه مشتاقان کمال، که راه بسته نیست، همت و تلاش می خواهد!

۳-نصیحت آیت الله سلطانی

مرحوم آیت الله العظمی سلطانی طباطبایی (قدس الله نفسه الزکیه) عالم بسیار بزرگوار و استاد العلماء به معنی الکلمه بود .یعنی به جز چند تا مرجع که با ایشان هم سن و هم دوره بودند، باقی علماء قاطبه شاگردی آقای سلطانی را نموده بودند.
یکی از آقازاده های ایشان می گوید:
یک روز نشسته بودیم؛ با خود گفتم از پدرم استفاده بکنم، به ایشان گفتم:
اگر بنا بشود که شما به من فقط یک نصیحت بکیند، چه میگویید؟
میگویند:
ایشان سرشان را پایین انداخته، تأملی کردند؛ سپس سرشان را بلند کرده فرمودند:
آبروی کسی را مبر

۴-توصیه آیت الله العظمی بهجت به زائر

در خدمت حضرت آقای بهجت بودم شخصی آمد گفت: میخواهم بروم حرم چه کار کنم، توصیه ای میفرمائید؟!
فرمودند: من بیشتر از آنچه در مفاتیح نوشته بلد نیستم؛ اما وقتی میروید آنجا، اتصال قلب به لسان باشد!
(یعنی توجه و حضور قلب داشته باشید و دلتان همراه زبان و گفتارتان باشد!)

عنایت حضرت رضا (علیه السلام)

در مشهد طلبه ای بوده چهارده پانزده ساله، در سختی و تنگدستی به سر میبرده است.
روزی گرسنگی بر او غلبه میکند، مدتی چیزی نخورده بوده، کاری هم از دستش بر نمیآید. به حالت ضعف شدید میافتد. با خود میگوید: حال که بناست بمیرم، بروم حرم و در آنجا بمیرم.
با نهایت سختی و دست به دیوار، خود را به حرم رسانده میافتد.
میگوید: مدتی گذشت، خادم آمد گفت: بلند شو، میخواهیم در را ببندیم!
با سختی فراوان خودم را به حجره رساندم، در بسته بود.
قبل از این که در را باز کنم، از پشت شیشه نگاه کردم، دیدم میوه غیرفصل در حجره است! خدایا، در حجره قفل است، اینها از کجاست؟!
رفتم داخل اتاق، مقداری از آن را خوردم، ناگهان دیدم پرده ها کنار رفت، حجابهای ملکوتی برطرف شد!
خلاصه میرسد به جایی که مرجع عالیقدر زمان حضرت آیت الله العظمی بروجردی (رضوان الله علیه) ایشان آن موقع جوانی بیست و دو، سه ساله بود، گاهی که برخورد میکردند، با اشتیاق احوالپرسی میکردند و میفرمودند: آقای آشیخ علی خدمت نمیرسیم!
و او در جواب میگفت: ان شاء الله خدمت میرسم! (یعنی آیت اله بروجردی نهایت توجه و عنایت را به او داشتند و در نظرشان بسیار جلیل القدر بود).

۵-گیرنده میخواهد

در قم سید بزرگواری بود و چاپخانه داشت!
از خواص علامه طباطبایی و محرم سر ایشان بود. این سید دارای معنویات و حالات بالا و اهل کتمان بود. روزی در منزلش ما را دعوت کرد.
بنده با شخص دیگری خدمتش رسیدم. در ضمن صحبت، به پهنای صورت اشک میریخت.
قضیه ای ازعلامه طباطبایی (رضوان الله علیه) نقل کرد گفت: روزی با آقا کار داشتم رفتم در منزل ایشان؛ هر چه در زدم و منتظر ماندم کسی نیامد، معلوم شد کسی در منزل نیست.
ناگهان صدایی در گوشم گفت: در نزن، آقا رفته اند قبرستان نو! کسی هم در کوچه و اطراف من نبود…

با خودم گفتم: میروم قبرستان نو، در ضمن به صحت و سقم این صدا هم پی میبرم!
با سرعت خودم را به قبرستان نو رساندم؛ دیدم ایشان در میان قبرها در حال قدم زدن هستند. من خودم را آماده کرده بودم که تا ایشان را دیدم قضیه این صدا را به ایشان بگویم حتی اگر تردید کردند قسم بخورم!
همین که خواستم مطلب را بگویم فرمودند: دست و پایت را گم نکن، از این صداها زیاد است، گیرنده میخواهد!

۱۵ نظر

  1. صبری می‌گه:

    باسلام خدمت استاد.مدتی است دچار گرفتاری شده ایم.از محضر استاد حقیقتا و هر چه زودتر التماس دعا داریم.تا هر چه سریعتر از این گرفتاری نجات و رهایی یابیم.ممنونم.

  2. ولی خزایی می‌گه:

    سلام خدمت دست اندر کاران سایت
    من آقا( حضرت آیت الله فاطمی نیا) رو دعا میکنم چون سخنرانیهاشون بسیار برای خودم و خانوادم مفید بوده وهست خدا رو شاکرم از این نعمت .
    . قربون آقا برم انشاالله . بخدا آقا رو دوستشون دارم

  3. عازم می‌گه:

    عمربسیارببایدپدرپیرفلک را
    تادکرمادرگیتی جوتوفرزند بزاید
    خداوند این برکات (وجودایشان )رازیادکند

  4. گمنام می‌گه:

    صوفی ؟؟؟؟!!!
    عجب!!!خوب است کمی هم به عاقبت حرفهای نسنجیده و ناپخته بیاندیشیم ..چرا که زمانی میرسد که ما باید جوابگوی سخنانمان باشیم .عجیب است انسان تفاوت نور و ظلمت را نفهمد در حالیکه نور را میبیند

  5. پزشك می‌گه:

    با سلام و عرض ادب از اینکه با تبرک به نام مطهر حضرت زهرا سلام الله علیها دیده و جانمان را روشن ساختید خیلی ممنونیم و از اینکه با بیانات دقیق و زیبای استاد حضرت آیه الله فاطمی نیا مد ظله العالی ما را دعوت به خوان و سفره ی الهی نمودید نهایت سپاس را داریم .این کمترین الحمدلله سابقادر جلسات روشنگر سخنرانیهای استاد فاطمی نیا حضور داشتم ،و تقریبا تمام لوحهای فشرده سخنرانیهای ایشان را خریده و یا بنحوی تهیه کرده و استماع کرده ام بعنوان یک پزشک که اطلاعات مذهبی پراکنده ای داشتم عرض میکنم استاد فاطمی نیا در علم وتحقیق بینظیر وفوق العاده هستند واین حقیر حقایق عمیق دینی را از فرمایشات گهربار ایشان آموختم .نمیدانم آن کار بر محترم که گفتند استاد قبول کنید کمی صوفی هستید ؟!!!!نعوذ بالله مقصودشان حضرت استاد فاطمی نیا بوده یا شاید انشاالله شخص دیگری. مخاطبشان بوده ؟! اما اگر خدای نکرده بدون اینکه از رنجش مادر مطهر آقا سلام الله علیها روحی لها الفدا بترسند چنین اتهاماتی را به ایشان وارد میکنند ؟؟! عرض میکنم چگونه چنین شخصی میتواند متمایل به صوفیگری باشد
    ١-ایشان شاگرد بلافصل و محرم سر اساتید بزرگی مانند علامه طباطبایی ،علامه مصطفوی ،آیت الله اراکی ،آیت الله بهاالدینی و  آیت الله بهجت بودند 
    که تمام ایشان مقید به اصول ودقایق ظریف شریعت بوده ودر درتقوی و تهذیب نفس سرآمدند ،کجا در صوفیه پا بندی به حدود و قیود دیده میشود
    ٢-حضرت استاد از کودکی تحت تربیت پدر بزرگوارشان  ولی الله  و عارف کبیر حضرت آیه الله سید اسماعیل اصفیایی رضوان الله تعالی علیه بودند 
    که ایشان از علمای صاحب مقام تشرف تحت تاییدات  مولایمان صاحب الزمان سلام الله علیه و عج الله تعالی فرجه الشریف بودند چنین پدری جز از چشمه ی زلال ولایت چه میتواند به فرزند عزیز خود آموخته باشد
    ٣-ایشان عمری را در راه تحقیق ،مطالعه کتب ،و انجام خدمات علمی فراوان به دین مظلوم شیعه سپری کرده اند .کتابهایی که ایشان از اقصی نقاط جهان با صرف هزینه ی شخصی و تحمل رنج ومشقت فراوان سفر بر خود هموار کرده اند برای رفع شبهات و تمییز احادیث  جعلی از منابع زلال ولایت است  شاید حضرت آقا یک شبانه روز بدون استراحت و وفقه در کتابخانه  و بین اوراق خطی قدیم میگذرانند و این زحمات را به جان میخرند که مانند جد بزرگوارشان مولایمان امام حسین سلام الله علیه لیستنقذ عبادک عن الجهاله ،تا ما را از جهالت برهانند ،چنین عالمی چگونه میتواند صوفی باشد صوفیه که با بسط شبهات و فریب مردم به دنبال منافع شخصی خود و جمع کردن مرید هستند .
    ۴- حضرت استاد به شدت از جمع کردن مرید ،و ارتباط مرید ومرادی که از اصول صوفیه است فرار میکنند ،ایشان همواره مارا دعوت به فکر کردن میکنند همواره ما را دعوت به ولایت میکنند ایشان گوهر مودت آل طاها را صاحب هستند حضرت استاد ذوب در ولایت و پیرو حقه ی علوم اهل بیت با تکیه بر علم و 
    عمل هستند نه شعار ،خرافات و طامات که از شیوه ی صوفیه است .ایشان به حدی خود شکنی و تواضع میکنند که هنوز هیچ کدام از ارادتمندان حقیقت علمی و سر معنوی اورا نشناخته اند ؟!برخلاف صوفی گری که پیر ومراد با هر حیله و دروغی میخواهد در ذهن مرید بصورت حضرت مستطاب جلوه کند و محور شود .در نظر حضرت آقا محور زندگی باید الله باشد و بهترین راه برای خداشناسی ،خدا جویی و کسب رضایت خداوند رحمان بهره گیری از قرآن مجید با استفاده و تکیه بر تعالیم و سیره معصومین سلام الله علیهم اجمعین است کدام صوفی اینگونه است .کدام صوفی که بقول حافظ لقمه به شبه میخورد ،در امساک مانند.این کمترین نزدیک به ده سال است که ازطزیق استماع سخنرانیهای ایشان چه بطور حضوری و چه از طریق الکترونیک با عظمت علم و روح ایشان آشنا بودم اما وقتی با زحمت بسیار بعد از اتمام یکی از  سخنرانی ها یشان خودم رابه حضرتشان نزدیک کردم تا از نزدیک شخصیت عظیم ایشان ببینم .محو و شیفته ی تواضع و فروتنی حضرت آقا شدم .وقتی خودم را معرفی کردم ایشان با تواضع بسیار اعجاب آوری سلام و احوالپرسی فرمودند و سپس اضافه شما پزشک هستید ایندفعه که آمدید برای من قرص آدم شدن بیاورید! حتی ایشان به سوالات یک کودک هم با تواضع پاسخ میدهند برای پاسخ به سوالات حاجتمندان ساعتها می ایستندو اگر فرزندان عزیزشان نورچشم خود و پدر بی همتای خود را از محل جمعیت دور نکنند ایشان ابا ندارند که جان عزیز را در بین  علاقمندان به معارف و برای پاسخ به شیعیان عاشق  فدا کنند .حفظه  الله الرحمان الرحیم و سلمه الله

  6. ناشناس می‌گه:

    استاد قبول کنید ک یکمی صوفی مسلک هستید.قبول دارید؟

  7. hamze jalilian می‌گه:

    سلام بر حضرت ایت اله واستاد فاطمی نیا اقاهمسرم مدتی است مریض است زدرد زیادی از ناهیه پشت و پا دارد التماس دارم برای سلامتیش دعا بفرمایید

  8. زینب می‌گه:

    چند سال پیش در یکی از سخنرانیهای استاد شنیدم که گفتند مرا بعد نمازهایتان دعا کنید من هم شما را در حرم حضرت معصومه دعا میکنم.

  9. طاهره می‌گه:

    سلام از اقای فاطمی نیا بپرسید چرا خدا مرا بیمار کرده

  10. مریم می‌گه:

    سلام بر این مرد خدا خیلی التماس دعا خیلی دوست دارم در محضر ایشان درس بخوان

  11. مریم می‌گه:

    استاد بزرگوار و نور چشم ما
    من تو تهران دانشجوی کارشناسی ارشد هستم مدتی پیش شما قرار بود بیاین تو یکی از دانشگاه ها در مورد استاد علامه طباطبایی صحبت کنین که متاسفانه ملاقات با شما شامل حالمون نشد اون موقع میخواستم بیام خودمو به شما معرفی کنم من نتیجه
    میر باقر حسینی هستم 
    لطفا بهم جواب بدهید .

  12. مریم می‌گه:

    سلام بر استاد فاطمی نیا 
    من از شما میخوام ما رو هم دعا کنین که مشکلاتمون حل بشه 
    من شما میشناسم و از فامیلاتون هستم شاید شما منو نشناسین 
    خیلی دوست دارم شما رو از نزدیک ملاقات کنم .
    التماس دعا

  13. طیبه می‌گه:

    سلام علیکم من یکی ازبزرگترین آرزوهام این هست که درمحضراستاد بزرگوارآیه الله فاطمی نیا باشم.اما متاسفانه این امکان برایم محیانیست.ولی ازایشان التماس دعا دارم.

  14. طیبه ( الهام ) می‌گه:

    بگید ما رو هم دعا کنند درست بشیم هم خودمان و حل شدن مشکلاتمان انشاالله

  15. فاطمه می‌گه:

    ایکاش فعالان این سایت نام ما بازدیدکنندگان و دوستداران حضرت اقای فاطمی نیا را جهت دعا برایمان به ایشان بدهند اقلا نصیبی از نفس قدسی او ببریم

نظر دهيد